تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل بوعلی سینا
دست و زبان هتاكان را قطع مي كنيم

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا در محكوميت هتك حرمت تصوير امام خميني (ره)

دست و زبان هتاكان را قطع مي كنيم

امسال در 16 آذر، سالروز تجلي حس سلطه ستيزي و عدالت خواهي  دانشجويان ،‌ دانشگاه هاي كشور علي رغم در بر گرفتن طيف گسترده اي از دانشجويان ارزشي ،‌ شاهد بي شرمانه ترين اهانت ها به مقدسات اسلامي و انقلابي بدست كساني بود كه مزدورانه خود را وارثان انقلاب و ادامه دهنده ي راه امام (ره) مي دانند .

متأسفانه در سايه ي اهمال مسئولان كشور ، مصلحت انديشي هاي توجيه ناپذير مراجع مربوط و خونسردي ترديد برانگيز مؤسسه نشر آثار امام (ره)‌ ،‌ موج اهانت به ارزش هاي نظام جمهوري اسلامي ايران و آرمان هاي امام خميني (ره) ، بدست خائنان داخلي و به كام دشمنان خارجي در جامعه به راه افتاده است . هر چند غيرت ملت بزرگ ايران همه ي اين سهل انگاري ها را پوشانده و در برابر اين فتنه مي ايستد ،‌ اما عدم برخورد قاطع مسئولان كشوري و مديران دانشگاهي كه حتي گاهاً‌ فضا را براي اغتشاش و هتاكي بيشتر مهيا مي كند ،‌ غير قابل قبول است.

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل به عنوان بخشي از جنبش دانشجويي مسلمان ،‌ ضمن ابراز برائت از هتك حرمت به تصوير امام (ره) ،‌ رخداد چنين تركتازي هايي را محصول بي توجهي برخي از سران حكومت و البته لبخند رضايت تني چند از نخبگان آلوده دانسته و تأكيد مي كند :

1- بر كسي پوشيده نيست كه امروز اهانت كنندگان به بنيانگذار انقلاب اسلامي نيستند جزهواداران كسي كه خود را نخست وزير امام مي داند! امروز هوادران كسي پرچم عزيز ايران را زير پا مي گذارند كه خود را از نزديك ترين افراد به امام (ره)‌ مي داند!

2- جاي ترديد نيست كه مسئوليت هرگونه تعدي به اصول ديني ،‌ اهانت به ارزش هاي اسلامي و هتك حرمت نشانه هاي انقلابي بر گردن مير حسين ها و كروبي هايي است كه با لجن پراكني هاي بي حد و مرز و صدور بيانيه هاي سراسر تحريك و توهين ،‌ طرفداران خود را به پاره كردن هر حريمي و دريدن هر خط قرمزي تشويق مي كنند .

3- بي شك عدم حضور به هنگام و پر قدرت دانشجويان مكتبي و انقلابي در صحنه هاي حساس ،‌ مي تواند فضا را براي دانشجونماهاي خائن به ملت ايران و انقلاب اسلامي بازتر كرده و فرصت تاخت و تاز هر چه بيشتر را دراختيار نوديكتاتوران قرار دهد.

در پايان انجمن اسلامي دانشجويان مستقل ،‌ با اصرار بر پيگيري فوري و برخورد قاطع و شديد محاكم قضايي با اهانت كنندگان به قاب قدسي امام خميني (ره)‌ ،‌ ياد آور مي شود  كه هتاكان اصلي هنوز در صحن و سرايشان مشغول نيرو سازي براي جنايت هاي بزرگتر هستند و يقيناً‌ با محاكمه سران اصلي آشوب است كه چشم فتنه كور مي شود.    

 

                                                                                                پاينده باد ايران اسلامي

                                                                                         انجمن اسلامي دانشجويان مستقل

                                                                                                                                                                                                 دانشگاه بوعلي سينا

+  نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 17:8  توسط واحد سایت  | 
دانشگاه بوعلي سينا 16 آذر رو تركوند !!!

دانشجوي رند

خدا رو شكر!دانشگاه بوعلي سينا از هرچي شانس نياورد از اراذل و اوباش و لاابلاگري خوب شانس اورد كه البته عوامل بيروني بر اين پديده بي تأثير نيستن ؛ از جمله مهر و محبت مديران دانشگاه ،‌ دست نوازش دكتر . . . ! نظر لطف دكتر . . . ! و مصالحه و مسامحه مهندس . . . ! حتماً ‌شنيديد كه امسال يه 16 آذر بوده و يه دانشگاه بوعلي سينا! اون هم بخاطر افتخارات بي نظيري كه به دست دانشجويان سينه چاك دموكراسي و آزادي كسب شد. دوستان كه ظاهراً‌ شكستن در و پنجره و گاهاً‌ سر و كله ي بقيه ديگه براشون تكراري شده ،‌ ايندفعه با راهنمايي مشاوراي خوش فكرشون در سازمان هاي آمريكايي و اسرائيلي ،‌ در يك حركت ابتكاري دست به وايتكس شدن و از خجالت 16 آذر اموي دراومدن . خواهش مي كنم باور كنيد همونايي كه ديروز رگ گردنشون قلمبه مي شد و داد دموكراسي و آزادي مي زدن ،‌ 16 آذرامسال در كمال مردونگي با پوشوندن سر و صورتشون به صورت بقيه وايتكس مي ريختن ! البته هنوز به پاي مردونگي هم قطاراشون تو اميركبير نرسيدن كه با چادر فرار مي كنن!

نكته ي جالب ديگه كه باعث شده اين روزا دانشگاه بوعلي سينا نقل مجلس رسانه ها و سايت هاي اينوري و اونوري بشه ،‌ ليگ برتر پرتاب دانشجوِ! هيجان انگيز ترين اتفاق ممكن در طول جنبش اغتشاشي دوستان!!! البته از اونجايي كه جماعت اغتشاشگر عاشق هيجان و تنوع هستن ، پيش بيني ميشه ‌از اين حركت انقلابي استقبال كرده و از اين به بعد به جاي سنگ و كفش و كوكتل مولوتف ،‌ دانشجو پرتاب كنن! دوستان خجالت نكشيد ،‌ بخنديد . . . تعجب هم نكنيد! بلآخره 16 آذره ديگه!طبق تحليل شوراي . . . دانشگاه ،‌ بايد تو دانشگاه فضاي تضارب آراء داشته باشيم!!! دوستان حراست هم يه وقت وجدانتون درد نگيره ها . . . چيزي كه زياده دانشجو ،‌ حالا دوتاشون هم پرتاب بشن چيزي نيس!!!

. . . مي خواستم نگم . . . ولي نميشه . . . خبر ديگه اينكه اون روز پرچم ايران بدست بعضي از اين بچه هاي وطن پرست پايين كشيده شده و خيلي اتفاقي زير پاشون لگد شد! حالا اگه اصلاح طلبي ،‌ اگه اصولگرايي ،‌ اگه از سياست چيزي نمي فهمي ،‌ اگه مسلموني ،‌اگه كمونيستي ،‌اگه لائيكي . . . هر چي هستي انشاءا... مي فهمي كه پرچم كشورت مقدسه . . . مي فهمي كه تو هر جنگي وقتي پرچم يه كشوري سقوط كرد ،‌ شرف لشگرش رفته . . . و حتماً‌ مي فهمي كه زير پا گذاشتن پرچم ايران اوج وطن پرستي و آرمانگرايي تو رو مي رسونه!!!

ظاهراً ‌فضاي دموكراسي دانشگاه زياد شور شده! دوستاني كه دور هم جلسه مي گيريد و براي 16 آذر رؤيايي برنامه ريزي مي كنيد ،‌ 16 آذر امسال اگرچه سوراخ سقوط لمپن ها بود ولي براي شما هم سكويي افتخاري نبود. يادتون نره كه زير پاي اغتشاشگرا رو غيرت دانشجوها خالي كرد نه برنامه ريزي هاي شما!

دويتاني كه تو دفترتون پشت در بسته مي شينيد و با مقاله هاتون آب زير بقيه ي تشكل ها مي بنديد ،‌ معني اين كارتون نه مصلحت انديشيه و نه دعوت به آرامش . . . فقط يه معني داره،اونم اينكه . . .

بگذريم . . .

حرف آخر : تدبير رهبر و غيرت مردم و همت دانشجو ها ،‌ جنبش سبز رو ريخت تو سطل آشغال! دوستاني كه تا الآن دست به سيا ه و سفيد نزديد ،‌ خاك انداز در خدمت شماست ،‌ لا اقل تفاله هاشو جمع كنيد . . .      

+  نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 17:7  توسط واحد سایت  | 
مجرمان بزرگ حکم ارتداد خود را صادر کردند

 

یادداشت از فرزانه ولی نژاد - دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا

س از زير سؤال بردن انتخابات و عدم تمكين به قانون اساسي توسط كساني كه خود را از بدنه ي نظام مي دانستند ،‌جريان اپوزسيون داخلي وارد بازي خطرناكي شد كه از همان ابتدا ، انتهاي تاريكش پيدا و هزينه هاي سنگينش قابل برآورد بود كه امروز با گذشت 6 ماه از آغاز اين اشتباه بزرگ ،‌هر روز شاهد فروغلطيدن ابعاد گسترده تري از اين جنبش در باتلاق حذف و نابودي هستيم . ريزش شديد پيكره ي جنبش ،‌  شيب تند سقوط و تنزل آرمان ها و ارزش هاي حركت ،‌ از دست دادن پايگاه هاي حزبي و مردمي يكي پس از ديگري ،‌ اختلاف نظر هاي داخلي و اشتباهات كوچك و بزرگ استراتژيك ،‌همه و همه بيانگر جهت انحرافي و راستاي رو به نابودي اين حركت است. اما هزينه ي سنگين تر و آسيب عميق تر متوجه سيستمي است كه اين جريان در بستر آن شكل مي گيرد .  متأسفانه موج افراطي و انحرافي جنبش سبز كه يقيناً‌ نطفه اش در سالها پيش و در جغرافيايي بسيار دورتر از ايران و در پس لايه هاي كاخ سفيد و لابي هاي صهيونيست شكل گرفته ،‌ اين سال ها با به دام انداختن افرادي از بدنه ي نظام ،‌ علي رغم شكست هاي پي در پي توانسته هزينه هاي سنگين و غير قابل جبراني را بر نظام و ملت ايران تحميل كند ؛

تبديل پروسه ي انتخابات به پروژه ي فحاشي و هتاكي

در جريان دهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري ،‌ نيروهاي جهت داده شده با ورود به لايه هاي تصميم گيري احزاب سياسي ،‌ سكان حركت جريانات را در دست گرفته و با آلوده كردن برخي از خواص و نخبگان سياسي روند انتخابات را به سمت توهين به مسئولين اجرايي كشور كشيده و پس از انتخابات با نشانه گرفتن انگشت اتهام به سمت شوراي نگهبان و مواد قانوني كشور ،‌ سيبل تخريب نظام اسلامي را در دستور كار خود  قرار دادند. بطوريكه در سال هاي پس از انتخابات اين اندازه اهانت و تهمت به اركان و اصول نظام جمهوري اسلامي سابقه نداشته و در اين ايام شاهد گستاخانه ترين اهانت ها به مسئولين حكومتي ‌، قانون اساسي ،‌ ملت و رهبر ايران اسلامي بوديم.

واژگوني نشانه ها و ارزش هاي اسلامي وانقلابي

در ما ه هاي اخير، جريان ساختار شكن براي همراه كردن توده هاي بيشتري از مردم با خود ،‌ پي در پي دست به مبهم سازي فضا زده و نشانه هاي حركت اسلامي و انقلابي مردم ايران را يكي پس از ديگري به بازيچه مي گرفت ؛‌ سوء استفاده از رنگ سبز براي تحريك احساسات و هيجانات مذهبي مردم ،‌ سوء استفاده از فضاهاي متمركز مردمي همچون نماز جمعه ،‌روز قدس ،‌ 13 آبان و . . . براي پوشش هر چه گسترده تر آشوب ها و واژگوني شعارها و اهدافِ مناسبت هاي خاص اسلامي و انقلابي ،‌ همه نمودار خوبي از شيب تند سقوط ارزش هاي ديني و اخلاقي در روند حركت جنبش سبز است.

سوء استفاده از دانشگاه ها

در اين بين فضاي حاكم بر دانشگاه ها به دليل دارا بودن جمعيت جوان ، تحريك پذير و تجدد گرا به عنوان مكان هندسي مناسب طراحي اغتشاش و آشوب در مرحله ي اول و تزلزل بنيان هاي فكري و اعتقادي در مرحله ي بعدي انتخاب شد. به طوريكه در ايام پس از انتخابات دانشگاه ها شاهد وحشيانه ترين اعمال و اغتشاشات بوده و در چند ماه نخست سال تحصيلي جديد هم ،‌ كج فكران دانشجو نمايي كه با افتخار از مكتب كمونيست و ماركسيست دم مي زنند با تشكيل حلقه هاي تحميل عقيده به شكلي وقيحانه و مزبور سعي در فرو ريختن ساختار هاي اساسي ديني و عقيدتي دانشجويان دارند. كه عملاً‌ ولايت فقيه ،‌ مكتب اسلام و قرآن را نشانه گرفته اند.

گشاد كردن كانال تخريب و توهين تا هتك حرمت مقدسات

متأسفانه روند اهانت و تهمت به ارزش ها و آرمان ها هنوز متوقف نشده و هر روز ابعاد تازه تري از بي شرمي و لجام گسيختگي هتاكان و خائنان در برابر سكوت تأمل برانگيز برخي از مسئولان فاش مي شود تا جايي كه در دانشگاه تهران به تصوير بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) در برابر ديدگان حيرت زده ي مردم  هتك حرمت شده و پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران در دانشگاه بوعلي سينا لگد مال مي شود. و اين در حالي است كه برخي خواص كه خود را نزديكترين اشخاص به امام (ره) مي دانند در برابر اين گناه بزرگ چشم بر هم نهاده و به دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي لبخند مي زنند.

با اين وضعيت يقيناً‌ براي احدي جاي شك نيست كه در مورد عاملان اين فجايع و آقاياني كه بيانيه صادر كرده و با دراز كردن پا از گليم خود هوادرانشان را به زخم زدن بر پيكر انقلاب تحريك مي كنند ،‌ جاي مصالحه و مسامحه نمانده و محاكمه و مجازات تنها راه ثواب براي مقابله با اين فتنه ي كور است.

 

 

+  نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 17:6  توسط واحد سایت  | 
مصاحبه با قائم مقام انجمن اسلامي دانشجويان مستقل به مناسبت 16 آذر

محمد قبادي قائم مقام انجمن اسلامي دانشجويان مستقل بوعلي سينا همدان در مورد 16 آذر گفت:اين روز بزرگ كه نماد بيداري جنبش دانشچوئي و حساسيت و زمان شناسي اين جنبش است.

وي افزود:16 آذر 32 ماهيت كاملا استكبار ستيزي و مبارزه با رژيم وابسته پهلوي دارد كه اين مورد غير قابل تغيير است.البته متاسفانه ما در دوره اي از تاريخ انقلاب شاهد بوديم عده اي سعي كردند ماهيت روز دانشجو را به نفع خود تغيير دهند و با استفاده ابزاري از آن فعاليت هاي دانشجويي را در مسير مد نظر خود سوق دهند.وي در ادامه در مورد فعاليت ها و برنامه هاي انجمن در روز 16 آذر سال جاري گفت:واحد هاي مختلف انجمن اسلامي مستقل لز روزهاي قبل سعي در اجراي برنامه هاي فرهنگي سياسي در محيطي شاد بودندكه در روز دانشجو اقدام به برگزاري نمايشگاهي از نشريات يك ساله ي انجمن و عكس  و كاريكاتور سياسي و همچنين پخش كليپ با موضوع انقلاب مخملي اشاره كرد.

در اين روز ويژه نامه ي 20 صفحه اي با موضوع انقلاب مخملي و بيانيه اي با شعار روز 16 آذر 88 روز اعمال قانون بر قانون شكنان پخش شد.وي افزود:متاسفانه 16 آذر امسال نيز شاهد اغتشاشات و آشوب از طرف عده اي دانشجو نما بوديم كه با حمله به طرف نمايشگاه و ايجاد اختلال در برنامه ي انجمن ادبيات هوچي گري و غير عقلاني خود را به نمايش گذاشتند كه البته در اين حمله فيزيكي كه با مقاومت و دعوت به آرامش توسط اعضاي انجمن و دانشجويان حاضر مواجه شد مجبور به عقب نشيني شدند ولي لگد مال كردن پرچم مقدس ايران لكه ي ننگين ديگري بر كارنامه ي سياه دفتر تحكيم وحدت –طيف علامه-در دانشگاه بوعلي سينا بر جاي گذاشت

+  نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 15:5  توسط اکبر فرشی  | 
بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا به مناسبت روز دانشجو

 

 

16آذر 88 ؛

روز اعمال قانون بر قانون شكنان

 

بي شك همانطور كه 16 آذر 32 نماد استكبار ستيزي و مبارزه با ديكتاتوري تلقي مي شود و سمبل بارزي از حساسيت و تأثيرگذاري جنبش دانشجويي در روند اتفاقات داخلي و بين المللي است ، آنچه امروز بايد مد نظر قرار گيرد  تلاش در  جهت شناخت عميق و همه جانبه ي زمينه ها و دلايل بروز حوادث 16 آذرسال 32 و همچنين شناخت واقعي پيامدهاي اين روز است.

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل به عنوان بخشي از پيكره ي جنبش دانشجويي مسلمان ، 16 آذر 88 را نقطه ي عطفي جهت اجراي كامل و قاطع قانون براي اشخاص ،‌ احزاب و جريان هايي مي داند كه شيريني حماسه ي 22 خرداد را به كام مردم تلخ كرده و با زير پا گذاشتن قانون ،‌ بي شرمانه با آبروي نظام جمهوري اسلامي ايران بازي كردند. ديكتاتوران و مستبدان نوظهوري كه با اختلاط شكل زشتي از عقايد صهيونيستي و آمريكايي با ارزش هاي مذهبي و انقلابي ايران اسلامي ،‌ زخم عميقي را به جان ملت شريف و كشور عزيز  ايران وارد كردند.

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل با نظر به مطالبات جاري در كالبد فضاي دانشگاه هاي كشور ،‌ موارد زير را يادآور مي شود :

1- تشكل هاي اسلامي با همه ي قواي علمي و تشكيلاتي خود تلاش خواهند كرد تا نقاب از چهره هاي پشت پرده ي اغتشاشات و آشوبهاي اخير كشيده و دست فاجعه آفرينان و خائنان به ملت را از گوهر پاك ايران قطع كند.

2- با نظر به بيانات رهبري مبني بر ارتكاب جرم بزرگ در زير سؤال بردن انتخابات ،‌ جنبش دانشجويي مسلمان از قوه ي قضاييه مي خواهد تا به دور از مصلحت انديشي هاي كاذب به شدت و قاطعيت با عوامل فتنه ي بزرگ برخورد كرده و بيش از اين فرصت تركتازي و آشوبگري را در اختيار سپاهيان سبز اموي  قرار ندهد.

3- آنچه امروز در راه مقابله با هجمه هاي فكري  و فرهنگي  به طبقه ي دانشجو نياز دانشگاه هاي كشور است ،‌ افزايش بصيرت و فهم سياسي با ملاك مباني و اصول اساسي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران است كه يقيناً‌ راه توطئه و خيانت را بر فتنه گران و آنارشيست ها بسته و زبان بلوا و آشوب دانشجونماهاي كج فهم را لال مي كند . 

در پايان انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا ،‌ با تأكيد بر اجراي بي مصالحه و مسامحه ي قانون ،‌ خواستار محاكمه ي فوري و بي قيد و شرط  نوديكتاتوران آشوب طلبي است كه در لباس آرمانگرايي و وطن پرستي در طي مدتي اندك ،‌ مرتكب خيانت هاي بزرگي در حق نظام و ملت ايران شدند. 

 

 

                                                                                                                                                                     پاينده باد ايران اسلامي

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل

                                                                                                                                                                     دانشگاه بوعلي سينا همدان

+  نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 21:59  توسط اکبر فرشی  | 
تنها يك هفته تا 16 آذر ؛ هر دانشجو یک فرهیخته ی سیاسی

یادداشت از فرزانه ولی نژاد- دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا

وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم ، صدای رگبار در گوشم طنین می اندازد ، سکوت موحش بعد از رگبار ، بدنم را می لرزاند ، آه بلند و ناله ی مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم . دانشکده ی فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم . . .

این تنها توصیفی از حادثه ی عظیم 16 آذر ، دردناک ترین و البته عمیق ترین حادثه تاریخ دانشگاه های ایران است  که در خاطرات شهید دکتر چمران دانشجوی مسلمان و مبارز دانشکده ی فنی دانشگاه تهران آمده است.

کودتای 28 مرداد 32 که برای قشر آگاه و آزاد اندیش جامعه ی ایرانی از جمله دانشجویان سرآغازی بر دور جدیدی از دیکتاتوری به حساب می آمد ، فضای دانشگاه را هر روز به سمت مبارزه با استکبار و استبداد سوق داده و موج اعتراضات و اعتصابات را در سطح دانشگاه فراگیرتر می کرد. تا آنکه در 16 آذر ماه همان سال و در آستانه ی  ورود نیکسون ـ معاون رئیس جمهور آمریکا ـ به تهران ، گارد با حمله به دانشگاه تهران و بستن راهروهای دانشکده ی فنی ، دانشجویان را به رگبار گلوله بست که در جریان این حادثه سه تن از دانشجویان دانشکده ی فنی به نامهای مهدی شریعت رضوی ، مصطفی بزرگ نیا و احمد قند چی به شهادت رسیدند. روز بعد از این واقعه ی جانسوز ، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان مظلوم و بی گناه رنگین بود ، دکترای افتخاری دریافت کرد.صبح ورود نیکسون ، یکی از روزنامه ها در سر مقاله ی خود تحت عنوان " سه قطره خون " نامه ی سرگشاده ای به نیکسون نوشت. نویسنده ابتدا با اشاره به سنت کهن ایرانیان اشاره کرده بود که هر گاه مهمان عزیزی برایشان می رسد ، متناسب با شأن و مقام او برایش گوسفند و گاوی قربانی می کنند و سپس خطاب به نیکسون گفته بود " آقای نیکسون ! وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور ، یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند" . . .

16 آذر روزی است که در نظر تحلیلگران تاریخی و سیاسی به عنوان نقطه ی عطفی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی دنشجویان علیه رژیم شاه از آن یاد می شود . حادثه ای که برای نخستین بار با درگیر کردن توده ی عظیمی از دانشجویان مذهبی و مسلمان در جریان مبارزات سیاسی ،  به تحرکات دانشگاهی برای مقابله با ظلم و استبداد ، جان

تازه ای داد . روندی که تا پیروزی انقلاب اسلامی متوقف نشده و به عنوان پیش قراول موج مبارزه با رژیم پهلوی نقش پر رنگی در آگاهی بخشی به مردم و علمی سازی ساختار مبارزه داشت.

حال با گذشت قریب به شصت سال از این حادثه و سپری شدن حوادث و جریانات گوناگون ، امروز جنبش دانشجویی و دانشگاه های ایران در برابر حجم تازه ای از تفکرات و تئوریها قرار گرفته است . جریان هایی که اگر به دقت مورد بررسی و تحلیل های کارشناسی قرار نگیرند حوادثی به مراتب تلخ تر از حادثه ی 16 آذر را خلق می کنند . 

امروز بیش از آنکه بخواهیم در آستانه ی روز دانشجو ، دانشگاه را با تحرکات داغ و پر سر و صدا در روند سیاسی کشور وارد کنیم می بایست با بازگشت به انگیزه های شکل دهنده ی 16 آذر ، پرده خوان عوامل بستر ساز چنین روز بزرگی باشیم.

در آن روزها که تنها تشکل مذهبی  والبته اصلی دانشگاه ها ، انجمن های اسلامی دانشجویان بود ، بدنه ی دانشجویان مسلمان را به شکلی ساخته بود که بر خلاف سایر جریانات سیاسی که یا خود در کودتای 28 مرداد دست داشته و یا به نحوی با دولت کودتا کنار آمده بودند ، به صورت اصولی و خارج از مرزبندی های سیاسی به مبارزه ی جدی با دولت کودتا برآمده بودند.

نکته ای که در سیر اندیشه ی دانشجویان مسلمان دهه ی 30  و پس از آن بخوبی به چشم می خورد و از نام بزرگترین تشکل دانشجویی آن زمان نیز پیداست  ، اسلامی بودنِ خط مشی حرکت و محور مبارزه است ؛ تا جایی که برای این دسته از دانشجویان که اتفاقاً طیف قابل توجهی از دانشگاه های کشور را تشكيل می دادند ، هیئت ها و دسته جات مذهبی به عنوان بهترین مکان هندسی جذب ، پرورش و گسترش نیرو به حساب می آمد و همین بود که تنها با گذشت چند سال از تشکیل این انجمن ، دانشگاه ها آبستن شخصیت های بزرگی همچون شهید چمران ، دکتر شریعتی و شهدای 16 آذر می شوند.

اما طي سال هاي اخير مرضي به جان دانشگاه هاي كشور افتاده كه عده اي ، هر چند اندك ، را دچار فساد فكري و فرهنگي كرده است.

بايد پذيرفت كه دردناکتر و جانسوز تر از مظلومیت سه یار دبستانی 16 آذر 32 ، آلوده کردن نام و هویت انجمن های

اسلامی بدست کسانی است که امروز وقیحانه از کمونیست و مارکسیست دم می زنند و منكر هويت اسلامي نظام جمهوري اسلامي ايران مي شوند.

با نگاهی کوتاه به هویت اصیل جریان دانشجویی و روح مقدس اسلامی بودن که در کالبد انجمن های اسلامی جاری است ، یقیناً جایی برای لائیک ها نه در انجمن های اسلامی و دانشگاه های ایران که در فرهنگ غنی اسلامی ملت ایران نیز وجود ندارد.

در گزارش حوادث 16 آذر 32 آمده است که هنگام حمله ی گارد حکومتی به دانشکده ی فنی ، یکی از دانشجویان فریاد می زند " دست نظامیان از دانشگاه کوتاه !!!" . . . و امروز متأسفانه شاهد آنیم که نسل جدیدی از نظامیان از فرزندان نامشروع سیا و موساد ، در کسوت دانشجو به دانشگاه های ما راه باز کرده و به نام مبارزه با دیکتاتوری ، خود مرتکب وحشیانه ترین اعمال و آشوبگری هایی می شوند كه تا امروز در فضای دانشگاه سابقه نداشته است . 

متأسفانه هر سال در سالگرد روز دانشجو و در روزهاي مانده به 16 آذر ،‌ نيروهاي جهت داده شده ي دانشگاهي در سايه ي اهمال و سستي مديران دانشگاه ،‌ دست به اغتشاشات جسته و گريخته در سطح دانشگاه زده و به پاسداشت خون شهيدان 16 آذر ،‌ فيلم لاابلايگريهاي خود را به رسانه هاي بيگانه تقديم مي كنند و طي روزهاي بعد در مصاحبه با شبكه هايي كه دست گردانندگانشان هنوز به خون مردم ايران رنگين است ،‌ گزارش خيانت خود به سرزمين ايران را  به اطلاع دوستان آمريكايي و صهيونيستشان مي رسانند.

و تلخ تراينكه آناني كه دم از طرح وحدت ملي مي زدند ،‌ اين روزها در جلساتي نيمه پنهان با اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران ،‌ از عوامل اغتشاشات در دانشگاه تهران مي خواهند تا به مبارزات خود  ادامه دهند .

در هر حال اين روزها بيش از هر زمان ديگري صورت زيبا و سيماي نجيب دانشگاه در معرض نگاه كثيف و چشم هرزه ي دشمنان ايران اسلامي قرار گرفته و اين وظيفه ي هر دانشجوي فرهيخته اي است كه به حرمت خون شهيدان و حفظ و صيانت از سرزمين ايران اسلامي ،‌ فضاي دانشگاه  را براي خائنان به ايران تنگ كرده و فرصت لجن پراكني و توهين به عقايد و مقدسات ملت مسلمان ايران را از كساني كه خود ادعاي بي ديني مي كنند ،‌ گرفته و بستر ساز دانشگاهي در شأن دانشجويان ايراني باشد.

+  نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 12:22  توسط واحد سایت  | 
اوباما هم امسال گوسفند قربونی کرد!!!

 

دانشجوي رند

اینکه می گن دوره ی آخرالزمونه ، به جون خودم همین دوره ی ماست! می گی نه یه سر به همین خبرگزاری های درپیت خودمون بزن ببین تو این دنیا چه آتیشایی که نمی سوزونن!

نمی خوام برات روضه ی غزه و لبنان و عراق و مناطق محروم و درجه 5 و 6 و . . . n ,  دنیا رو بخونم ! همون مناطقی که تو هیچ سهمیه بندیی حساب نمی شن و اصولاً پیش سینه چاکای حقوق بشر آدم نیستن!می خوام روضه ی شیکم گنده هایی رو بخونم که روی آمریکا و اسرائیل و اجداد نازی و کمونیستشون رو سفید کردن ! اسم نبرم که باید جمیعاً کفاره بدیم ، بقول اهل ادب اشارتی می کنم...جناب باراک اوباما رئیس جمهور محترم آمریکا که بخاطر اهداف انسان دوستانش از جمله حمایت از قتل عام زن و بچه های غزه ویمن ، جایزه ی صلح نوبل گرفته ، همین چند روز پیش به مناسبت عید قربان برای مسلمونا ، پیام تبریک فرستاده  و کلی از حج و قربونی کردن حرف زده و به قول بر و بچ رسانه ای در یک اقدام تأمل برانگیز(!!!) اسم حضرت ابراهیم رو اورده و خلاصه آنچنان سبیل شیوخ عرب رو چرب کرده و که فک کنم هنوز داره ازش روغن می چکه!

لطفاً نخندید ! گریه هم نکنید! فکر کنید ؛ کار به کجا رسیده که جلوی روی یک میلیارد مسلمون ، حیثیت مسلمونا رو به مسخره می گیرن و کسی نیس که بگه بالا چشمت ابرو!

من که خیلی سر از کار تهاجم فرهنگی در نمیارم و از محورایی مثل اسلام هراسی و اسلام گریزی و معرفی مسلمونا به عنوان تروریست و راه اندازی مراکز مبارزه با اسلام و تبعیض عقیدتی بین مسلمونا و مسیحیا و یهودیا و . . . تو غرب و بخصوص آمریکا ، اساساً چیزی نمی فهمم.

خیلی هم به خبرای یک کلاغ چل کلاغی که از رسانه ها در مورد زندانای آمریکا تو عراق و افغانستان و . . . پخش می کنن اعتماد ندارم ، هر چند که عکسا و فیلماشم نشون بدن! احتمالاً فتوشاپه!!!اما یه چیزی می فهمم! یادمه پارسال که بچه های فلسطینی تو نوار غزه  ـ که از یه طرف به آب دریا راه داشت ، از یه طرف به شهرک های صهیونیستی و از یه طرف به گذرگاه رفح که مصر بسته بودش ـ گیر افتاده بودن و عملاً تو یه وجب جا نه راه پیش داشتن و نه راه پس و یه سره از زمین و هوا و دریا  رو سرشون آتیش می ریخت ،  این آقای اوباما  با خیال راحت تو مراتع و علفزارای خوش آب و هواش ، گلف بازی می کرد !!!یادش بخیر ، موقع عید نوروز که شد برای ما ایرانیا پیام تبریک فرستاد  و البته اسکناس عیدیشو چند ماه بعد همراهِ بودجه ی سنای آمریکا برای راه اندازی جنگ نرم تو ایران بهمون داد!!!

بذار حساب کنم ببینم چند وقته دارن یه عده از  زن و بچه های مسلمون یمنی رو قتل عام می کنن و اوباما از دور لبخند می زنه و به ارتش سعودی چراغ سبز نشون می ده که هر کاری می خوای بکن بقیه اش با ما!

لطفاً اجازه بدید یه سری به منبرهای مفتی های وهابی بزنیم . . . شنیدید که فتوا دادن فریاد مرگ بر آمریکا اشکال شرعی داره؟!!! . . . آخ ، داشت یادم می رفت ، پارسال هم سرِ غزه فتوا داده بودن تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی حرومه! حتماً هم شنیدید که سر منبراشون برای پیروزی ارتش سعودی و نابودی این عده از مردم بی گناه یمن دعا می کنن!

حالا نخندید و گریه کنید که اوباما برای مسلمونا پیام تبریک می فرسته و درمورد عید قربون نظر می ده! یقیناً این پیام تبریک نه برای من ، نه برای شما و نه برای هیچ مسلونیه . این ریشخند شیطونی فقط برای همون نامسلموناییه که دست تو دست بوش رقص عربی می کنن و با سران آمریکایی و اروپایی به سلامتی اسرائیل مشروب می خورن! بدم نیست ! امسال گوسفند قربونی آمریکاییها ، بچه های یمنی هستن و سال دیگه . . .

احتمالاً سال دیگه به فتوای مفتی های سعودی هلال عید فطر رو از واشنگتن رصد می کنن و فطریه و خمس و زکات هم حواله می کنن به بانک مرکزی آمریکا و . . .

. . . حالی درون پرده بسی فتنه می رود

                                تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند . . .

ببخشید اگه ایندفعه خیلی به دانشجوی رند نخنديدید ، ایندفعه حقیقتاً جای هیچ خنده ای حتی از نوع تلخ و غم انگیزشم نبود ! . . .

 

 

+  نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 12:19  توسط واحد سایت  | 
بايدها و نبايدهاي رابطه با آمريكا

19 فروردين 59 در حالي كه بيش از 5 ماه از تسخير لانه ي جاسوسي آمريكا بدست دانشجويان پيرو خط امام (ره) در تهران مي گذشت  و رهبر و ملت ايران ذره اي از مواضع خود عقب نشيني نكرده و همچنان  آزادي گروگانهاي آمريكايي را مشروط به استيفاي حقوق تضييع شده ي ايران مي دانستند ،‌ آمريكا اعلام كرد كه روابط ديپلماتيك خود را با تهران قطع مي كند. ايران از اين تصميم استقبال كرد تا جايي كه امام خميني (ره) طي پيامي عنوان داشت :«جيمي کارتر در عمر خود يک کار کرده باشد که بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است همين قطع رابطه ايران است و ما آن را به فال نيک مي گيريم.»

البته دولت آمريكا به قطع رابطه با تهران بسنده نكرده و همواره با اعمال سياست هاي خصمانه ،‌ موضع خود را در قبال ايران آشكار مي ساخت.استمرار تحريم ها و تشديد آنها عليه ايران ،‌ بلوكه كردن دارايي هاي ايران در آمريكا ،‌ حمله نافرجام صحراي طبس ،‌ تحريك ديكتاتوري عراق براي حمله به ايران و تحميل 8 سال جنگ ويرانگر بر دو كشور ايران و عراق ،‌ هدف قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني توسط ناو جنگي آمريكايي و كشته شدن تعداد زيادي از هموطنان غير نظامي  ،‌ تلاش براي مخدوش ساختن چهره ي جمهوري اسلامي با مدل ايران هراسي در جهان  و بخصوص در كشورهاي حاشيه ي خليج فارس ،‌ تلاش براي متوقف ساختن برنامه ي صلح آميز هسته اي ايران ،‌ تلاش براي صدور قطع نامه عليه ايران در شوراي امنيت و تحركات مستقيم و غير مستقيم براي آشوب و نا امني در ايران كه نمونه ي تازه ي آن بودجه ي 55 مليون دلاري اين كشور براي جنگ نرم در ايران و تجهيز اغتشاشگران در حوادث پس از انتخابات بود. اما با وجود همه ي كارشكني هاي آمريكا در برنامه هاي ايران ،‌امروز جمهوري اسلامي  به يكي از قطب هاي قدرت سياسي در جهان و هسته ي تمركز قدرت در خاورميانه تبديل شده است كه تلاش هاي آمريكا و غرب براي عقب نشاندن ايران از ساختار سياسي جهان ،‌  شاهدي  بر همين نفوذ و قدرت ايران در عرصه ي بين المللي است. قطعاً‌ خطري كه از سمت ايران دولت هاي استكباري را تهديد مي كند به همين جا ختم نشده  و صدور پيام  آزادي و عدالت انقلاب اسلامي ايران به ساير كشور هاي جهان ،‌ جنبشي است كه پايه هاي حكومت هاي ظالمانه ي آمريكايي و صهيونيستي را مي لرزاند. البته در طول اين مدت برخي از افراد و جريان هاي سياسي سخن از برقراري روابط ديپلماتيك  با آمريكا را به ميان آورده اند كه تا امروز به دليل عدم اقبال عمومي  مردم و كارشناسان سياسي و عدم رضايت رهبري به مرحله ي عمل نرسيده است. طبق تئوري هاي سياسي و منافع ملي هر كشوري رابطه با دولت ي ديگر تنها در صورتي برقرار مي شود كه اين رابطه تأمين كننده ي  منافع دو طرف باشد و در غير اينصورت به شكل اتوماتيك اين رابطه قطع خواهد شد. در سالهاي نخستين انقلاب ، آمريكا كه ديگر ايران را به عنوان شريك ذي نفعي براي خود نمي ديد ،‌ قطع رابطه با ايران را در دستور كار خود قرار داد و به طبع ،‌ ايران هم به دليل خسارات و صدمات مادي و معنوي كه از جانب آمريكا تهديدش مي كرد ، از اين مسئله استقبال كرد . اما امروز كه  مجدداً‌ زمزمه هاي مذاكره و رابطه با آمريكا به گوش مي رسد ،‌ بايد در دل آن به دنبال تغييراتي ـ يا در رويكرد جهاني ايران و سياست هاي كلي نظام و يا در الگوي رفتاري آمريكا ـ بود كه نشان دهد ديگر هيچ يك از دو طرف داراي شرايط زمان قطع رابطه نيستند كه در غير اينصورت از سر گيري روابط ،‌ امري غير معمول و مخالف با شئون جمهوري اسلامي خواهد بود . در طول سه دهه از عمر نظام جمهوري اسلامي ايران ،‌ همواره سياست هاي  ايران بر محور عدالت ،‌ آزادي خواهي ،‌ ظلم ستيزي ، استكبار ستيزي و دفاع از حقوق مظلومان جهان استوار بوده و تمامي رويكرد هاي بين المللي ايران از جمله به رسميت نشناختن رژيم منحوس صهيونيستي ،‌ گردن ننهادن به زياده خواهي هاي غرب و پافشاري بر حقوق مسلم ايران از جمله انر‍ژي هسته اي و . . .  و استقبال از قطع رابطه با بزرگترين مستكبر جهان ،‌ همه و همه در راستاي سياست  عدالت خواهي و ظلم ستيزي جمهوري اسلامي ايران اجرا مي شود . از طرفي طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ،‌ تعيين سياست هاي كلي نظام در اختيار رهبري است و رهبر معظم انقلاب همواره به شكلي روشن و علمي مسئله ي رابطه با آمريكا را تبيين كرده  و رابطه با آمريكا را به تغيير اساسي در رويكرد آمريكا و كنار گذاشتن تمامي دشمني ها با انقلاب اسلامي ايران مشروط مي دانند.چندي پيش ايشان در جمع دانشجويان دانشگاه يزد فرمودند:ما يكى از سياستهاي اساسى‏مان قطع رابطه‏ با آمريكا است. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرايط اين دولت، به گونه‏اى است كه رابطه با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد مي‌كند. آنجايى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمي‌رويم، حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى‏ دنبال رابطه نمي‌رويم... آن روزى كه رابطه با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم . پس تنها احتمالي كه مي تواند طرح رابطه با آمريكا را توجيه كند تغييرات اساسي در الگوي رفتاري آمريكاست. بايد ديد  آمريكاي 2009 به رياست جمهوري باراك اوباما تا چه حد از آمريكاي 1980 به رياست جمهوري كارتر فاصله گرفته است ؟ سي سال پيش آمريكا به دليل دخالت و شرارت در ايران و ذات فتنه جويانه و خوي جنايتكارانه اش ،‌ در نظر ملت ايران به عنوان اولين و بزرگترين دشمن ايران شناخته مي شد كه لقب " شيطان بزرگ " كه از سوي امام ( ره) به اين كشور داده شد ، نشانگ ‌ نشانگر ماهيت شيطاني است.

از سوي ديگر آمريكا به دليل اَعمال ددمنشانه كه توسط مزدورانش بر ساير ملت هاي مظلوم جهان تحميل مي كرد ، براي نسل انقلابي مردم مسلمان ايران ،‌ محور ظلم و ستم تلقي مي شد كه  همواره و حتي تا چند روز پيش و در جريان راهپيمايي 13 آبان امسال با شعار هاي ضد آمريكايي بر اين موضع خود تأكيد مي كنند.  حال آمريكاي امروز و باراك اوباما ،‌ با ادامه ي سياست جنگ افروزي در خاورميانه ، حضور در عراق و افغانستان و كشتار مردم بي دفاع و دامن زدن به جنگ هاي داخلي ،‌  حمايت از رژيم سفاك اسرائيل در نسل كشي مردم غزه و اشغال فلسطين ،‌ دخالت در امور داخلي كشور ها و اِعمال  سياست هاي خصمانه در برنامه هاي هسته اي ايران ،‌ شيطنت هاي رسانه اي و تحريك شيخ نشين هاي خليج فارس براي دشمني با ايران و دخالت مستقيم در جريان حوادث انتخابات رياست جمهوري و نقش محوري كه در رهبري جريانات اغتشاشگر داشت ،‌ نه تنها از دخالت و فتنه انگيزي در ايران دست بر نداشته بلكه بر دشمني هاي آشكار خود با ملت و حاكميت ايران پافشاري مي كند .  امروز در حاليكه موضع سياست هاي آمريكا در قبال ايران و جهان  به مرتب بد تر از گذشته شده است ،‌ در دولتي كه با شعار عدالت خواهي و زنده ساختن گفتمان امام (ره) و انقلاب بر  سر كار آمده است ،‌ زمزمه مذاكره و رابطه با آمريكا مطرح مي شود. واضح است كه تلاش آمريكا براي رابطه با ايران نه بخاطر بازگشت اين كشور به ارزشها و اصول انساني و نه بخاطر تعامل و همكاري با دولت ايران كه تنها به دليل استقرار يك پايگاه رسمي ، آزاد و تام الاختيار در ايران ،‌ متعهد ساختن ايران براي ادامه سياست هاي مداخله جويانه در امور داخلي ساير كشورهاي منطقه و مغلوب ساختن ايران در معادلات بين المللي است . در هر حال امروز بيش از هر زمان ديگري دشمني دولتمردان آمريكايي براي ملت ايران روشن شده است و بيش از مقطع ديگري كشور در لايه ي حساس زماني و مرزبندي سياسي و نظامي قرار گرفته است كه اين امر حساسيت عمومي را بر مسئله ي رابطه با آمريكا بيشتر و دندان طمع آمريكايي ها را تيز تر مي كند .و اين در حالي است كه حتي  اگر مذاكره كنندگان سياست خارجي  ايران همچنان به دنبال رابطه با خط مقدم دشمني و خيانت عليه ايران باشند ،‌ قطعاً‌ با بسيج عمومي مردم و همراهي همگاني با رهبر فرزانه ي انقلاب روبرو خواهند شد كه از عزت و اقتدار اسلامي و ملي خود دفاع خواهند كرد ،‌ همچمنانكه پايبندي به ولايت فقيه و رجحان  امر رهبري  بر ساير امور را در طول حيات انقلاب ،‌بارها و بارها به رخ دنيا كشيدهاند. اميد است با بررسي بيشتر كارشناسان و سياستمداران ايراني ،‌ شاهد اصلاح رويكرد برخي از مديران سياست خارجي ايران و دفاع همه جانبه از سياست عزت محور جمهوري اسلامي  باشيم .

+  نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 16:11  توسط واحد سایت  | 
مهموني شيخ مهدي به صرف دروغ
دانشجوي رند

 جاي دوستان خالي تو مهموني يه هفته ي پيش؛ميرحسين و شيخ مهدي آنچنان دل و قلوه اي به هم دادن و گرفتن كه نگو!البته از اونجايي كه سطح اين دو بزرگوار خيلي از ماها بالاتره و به قول معروف فقط از ما بهترون حرفاشونو مي فهمن ،‌ من برا اينكه شما ـ يعني از اينا بدترون ـ‌ هم بفهميد ،‌ بخشهاي جالبشو ترجمه مي كنم؛ به هر حال از هر چه بگذريم سخن كروبي خوشتر است :‌ پسر شجاع جنبش سبز كه هميشه قربوني ميرحسين و خاتمي و باقي دوستان ميشه ،‌ داره از خاطراتش از زمان شاه مي گه : حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد. دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود.(دوستان توجه كنيد كه بين اينهمه جريان ،‌اوج گرفتن نهضت آزادي به ياد شيخ مونده.خب البته حقم دارن . از اونجايي كه ايشون قراره در آينده اي نزديك مسئوليت نهضت آزادي رو به عهده بگيره،‌بهتره از همين الآن يكم بيشتر سنگشو به سينه بزنه. از اعتماد ملي كه خيري نديد. و نكته ي ديگه اينكه منظور شيخ اين بوده كه زمان شاه خيلي بهتر با معترضين برخورد ميشد.فقط پليس ميومده و از مردم خواهش مي كرده كه متفرق بشن.حالا اون سه تا دانشجويي رو كه 16 آذر تو حمله ي گارد به دانشگاه تهران كشته شدن ،‌ خيلي جدي نگيريد.كشتار مردم ورامين تو قيام 15 خرداد 42 رو هم بي خيال! مهم اوج گرفتن نهضت آزادي و برخورد انسان دوستانه ي رژيم پهلوي با معترضينه!)البته پير اصلاحات تو ادامه ي گپ و گفتش با ميرحسين تأكيد داره كه " بايد طوري رفتار كرد كه به كل نظام برنخوره" ولي حتماً‌ بايد يه كاري كرد كه به يه كوچولو از نظام بربخوره.همين كه رهبري رو زيرسوال ببري و قانون اساسي رو بي خيال شي و دم به دم نامه ي سرگشاده و بيانيه بنويسي كه نظام ايران ديكتاتوره و و جنايت مي كنه و . . . كافيه!ولي به كل نظام نبايد توهين كرد!!!در ادامه شيخ متذكر ميشه كه صبح 13آبان بهش خبر دادن كه گروه ريگي مي خواد ترورش كنه ! من نمي دونم ديگه كسي نمونده كه ريگي بياد اينو ترور كنه؟ تازه مگه ريگي عقلش كمه كه كروبي رو ترور كنه؟ كي بهتر از كروبي مي تونه بدون عمليات انتحاري و خرج بمب و فشنگ به مملكت آسيب بزنه؟

بگذريم.برسيم به 13آبان.از لحن شيوا و زبان گوياي شيخ بشنويد:« وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. (آخه يكي نيس بگه خب برا چي از ماشين پياده مي شي كه مردم كتك بخورن؟مگه آزار داري؟)به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است.( چه فيلم اكشني!!!) اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است (احياناً‌ اين همون محافظي نبود كه تو نمايشگاه مطبوعات هفتيركشي كرده بود؟چه پايان غم انگيزي!)ديدم دارم خفه ميشم.من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود ( بابا كروبي !‌  گاز اشك آورتم مدل جديده!... آقاي كروبي ! اونكه داشتي ازش خفه مي شدي گاز اشك آور نبوده ،‌شنيدن مرگ بر منافق بوده كه داشته خفه ات مي كرده!)  و حالا بخونيد از افتخارات شيخ: « روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. ( چه افتخاري ! حكم رشوه گرفتن از شهرام جزايري رو هم امام داده بودن؟!!!) شما هم که نخست‌وزیر امام بودید. این روزنامه‌های زنجیره‌ای تهمت و انگ‌ می‌زنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شده‌ایم. اما با نوشته‌های آن‌ها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمی‌شویم. ( البته شما بخاطر مصاحبه با بي بي سي و قبول نكردن حرف رهبري مبني بر سلامت انتخابات ،‌عدم تمكين به اطلاعيه ي شوراي نگهبان و زير پاگذاشتن حرف امام و به هم زدن نماز جمعه و روز قدس و 13 آبان ،‌ اتوماتيك از اسلام و انقلاب خارج شديد)بلاخره نوبت مي رسه به ميرحسين.مهندس در مورد عدم حضورش در بين مردم اينجوري مي گه : حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.» ( آخه تبعيض چقدر؟!!! چرا هيچ كس جلو كروبي رو نمي گيره و هميشه درب فرهنگستان ميرحسين پلمپ ميشه؟)جناب مير حسين ادامه مي ده و از موضع دلسوزانه ي خودش مني گه : شركت در اين تظاهرات چه ايرادي داشت؟ مردم مي آمدند و آرام شعارهايشان را مي دادند(ظاهراً‌بايد براي ميرحسين روشن كرد كه عدم حضور سبزها توي راهپيمايي ايراد خاصي نداشته و دوستاي سبزش خودشون تشريف نياوردن . هرچند ممكنه درب خونه ي تك تك سبز ها پلمپ شده و نذاشتن از اين اجر معنوي استفاده كنن! آقاي ميرحسين! در گوشِت مي گم بقيه نشنون؛ به همون علتي كه شما تشريف نياورديد دوستاتون هم نيومدن!)بگذريم. رهبر جنبش سبز ادامه مي دهد : همه ي مردم متوجه هستند كه سلاح ما شعارهاي مسالمت آميز و عقلاني ماست( بله!همه ي مردم متوجه هستن كه سلاح شما نارنجك هاي دست ساز و كوكتل مولوتف و چوب و چماقه.نشونه اش خسارت چند ميلياردي به رفيق شفيقتون قاليبافه!)

خب ديگه ظاهراً‌مهموني خيلي كشدار شده !‌حوصلم داره از اين . . . سر ميره!‌

واما نكته ي اخلاقي : كروبي شجاع ترين فرد جنبش سبز است!!!

 

+  نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 16:10  توسط واحد سایت  | 
شمارش معکوس تا محاکمه مجرمان بزرگ

یادداشت از فرزانه ولی نژاد - دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

در جریان هر حرکتی که بصورت ساختارشکنانه در جامعه رخ می دهد ، مرحله ای که پس از پشت سرگذاشتن نقطه ی اوج حرکت ودر وضعیت انفعال و سرخوردگی جریان ساختارشکن، در دستور کار افکار عمومی قرار می گیرد بازشناسی علل و عوامل شکلگیری این حرکت است و در مقابل،عکس العمل گروه اپوزسیون ، بازسازی وضعیت فعلی و بازیافت موقعیت قبلی است که عمدتاً در قالب طرح هایی در جهت مبهم ساختن ماجرا و جلوگیری از شفافسازی همراه با القای حس مظلوم نمایی و خیرخواهی است تا با ایجاد نقابی روشن و البته زخمی ، چهره ی تاریک و شکست خورده ی خودرا پوشانده و مانع شناسایی حقیقی لایه ها توسط توده های مردم شود.

در انتخابات اخیر که عرصه ی سیاسی کشور شاهد بزرگترین مدل مشارکت مردمی از نظر کمی و کیفی بود ، جهت گیری های انحرافی برخی از نخبگان سیاسی باعث شد تا مدل بازی دشمنان خارجی توسط عناصر داخلی در میدانی به بهانه ی انتخابات و با هدف سرنگونی نظام پیاده شود.مدل قدیمی و مستعمل کودتای مخملی توسط جبهه ی موسوی و کروبی ودر بدنه ی جریان دوم خرداد در ظرفیت عظیم ملت ایران ریخته  شد و اگرچه نتوانست صدمه ی قابل توجهی به نظام جمهوری اسلامی وارد نماید اما بسترساز هزینه هایی برای ایران شد. اتهاماتی که از سوی این گروه به حاکمیت اسلامی و نظام قانونمدار جمهوری اسلامی وارد شد ، و حرمتی که بواسطه ی نفاق و فتنه ی برخی از مدعیان میراثداری امام و انقلاب از نظام جمهوری اسلامی ایران شکست ، باعث شد تا لجام اهانت بیگانگان گسیخته شده و فرصت نیشخند و سرزنش ملت عزتمند ایران در اختیار سران خودفروخته ی عرب هم قرار بگیرد.نگارش نامه های سرگشاده که با محوریت پرورش حوادث ساختگی صورت می گرفت ، دستاویزی شد برای دولتمردان اروپایی و آمریکایی تا جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه ی سنگین توهین و تهمت قرار دهند. عدم اعتماد به رأی مردم و عدم تمکین به بازشماری آراء توسط شورای نگهبان ، ایجاد توهم تقلب در جامعه ، برهم زدن نظم و امنیت نظام و دامن زدن به اغتشاشات و ناامنی ها ، همه و همه حجت محکمی بود تا ثابت شود که این جریان سیاسی برخلاف ادعاهای مکرر ، نه تنها پایبندی به نظام جمهوری اسلامی ندارد بلکه در گفتمان خود نیز هیچ گونه  تعهدی به حفظ و صیانت از کشور خویش ندارد . چرا که در جریان سرنوشت ساز انتخابات

انتخابات و روزهای حساس  پس از آن ،  از هیچ کوششی در جهت مخدوش نمودن چهره ی نظام و تضعیف جایگاه ایران در عرصه ی جهانی دریغ نکرده و لحظه ای هم پیمانان غربی خود را تنها نگذاشت. نظامی که امام خمینی درمورد آن فرموده بودند : حفظ نظام از اوجب واجبات است . . .

قطعاً کسانی که در کسوت امانتداران نظام به دشمنان قسم خورده ی نظام چراغ سبز کودتا را نشان دادند  و با تحرکات خود و نزدیکانشان به شکل مستقیم و پشت پرده ، روغن به آتش اغتشاشات ریختند ، با پایمال کردن خون هزاران شهید ، وقیحانه خنجر بر پرده ی حرمت چهره ی نجیب انقلاب اسلامی زدند . تا جایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند : کسانی که انتخابات را زیر سؤال بردند ، مرتکب جرم بزرگی شده اند . . . چه رسد به خائنانی که بی شرمانه اصل نظام جمهوری اسلامی و یادگار گرانبهای امام راحل را زیر پا گذاشته و با تمام توان خود در جهت فروپاشی آن بلند شدند. کسانی که در ایام انتخابات با خیال پشتیبانی توده های مختلف مردم به صحنه آمدند ، امروز با اوج گیری موج فزاینده ی اعتراضات و شکایت ها هر لحظه به سمت میز محاکمه رانده می شوند . میرحسین موسوی که رسالت نگاهبانی از میراث امام و احساس خطر برای حفظ نظام ،  او را به عرصه ی انتخابات و به دنبال آن مصاحبه با شبکه ی بی بی سی و صدور بیانیه برای آشوب در خیابانها کشانده بود ، امروز با شکایت 144 نماینده ی مجلس شورای اسلامی ، در صدر فهرست محکومین  به ارتکاب جرم بزرگ قرار گرفته است. موسوی که به توهم پایگاه های دانشگاهی اش ، تمام دانشجویان ایرانی را در حد جمعیت چند صدنفری دانشجویان لمپن باز و اغتشاشگر حامی اش می دید ، امروز با شکایت 201 تشکل دانشجویی ( اعم از بسیج دانشجویی ، جامعه اسلامی ،  انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و انجمن اسلامی دانشجویان ) به یکی از منفور ترین شخصیت های سیاسی در دانشگاه ها در سالهای پس از انقلاب تبدیل شده است. خاتمی که به واسطه ی حق پدری اش بر جریان اصلاحات همواره به عنوان افق امید جریان های چپ متمایل به غرب مطرح بود ، امروز با فاش شدن رابطه اش با رئیس بنیاد آمریکایی انقلاب های مخملی ( جرج سورس ؛ رئیس بنیاد سورس) هدف انگشت اتهام تمام کسانی قرار گرفته است که تحت هیچ شرایطی حاضر به معامله با قاتلان مردم ایران در جریان انقلاب و دفاع مقدس و سانحه ی هواپیمای 

ایرباس نیستند.

هاشمی رفسنجانی با سابقه ی بلندی که در جریان انقلاب و عمر نظام دارد ، امروز با موضع گیری های تأمل برانگیز و غافلانه و گاهاً عامدانه ، و همچنین سکوت تأسف بار در قبال عملکرد خانواده اش ، به یکی از منزوی ترین مهره های سیاسی حامی جریان موسوی در انتخابات اخیر تبدیل شده است.

. . . و این تنها بخشی از ضایعات سیاسی اصلاحات در روزهای اخیر است که افتضاح ساختار شکنی و دگرگونی هویت در روز قدس و 13 آبان به مراتب بر تعفن و رسوایی آن اضافه می کند.

و امروز جریان اصلاحات که با طوماری از فضایح سیاسی در برابر اذهان عمومی وامانده است ، در راستای اجرای همان طرح مبهم سازی و جلوگیری از شفاف سازی ، دم از طرح وحدت ملی می زند. ظاهراً هنوز نفهمیده که مدت هاست که ملت حساب آنها از خود جدا کرده است .  آرامش و وحدت ملی در کشور جاری است و این عناصر" از داخل رانده و از غرب مانده " هستند که دچار سخت ترین تعارضات و آشفتگی های حیات سیاسی خود شده اند . و البته  ورود شان  به حلقه ی وحدت ملت ، عملاً غیر ممکن است . چرا که وحدت با معاندان نظام اعم از دشمنان خارجی و منافقان داخلی امکان پذیر نیست. ایجاد وحدت با کسانی که در حساس ترین مقطع زمانی ، نظام را در معرض سنگین ترین و بی رحمانه ترین توهین ها و تهمت ها قرار دادند ، امکان پذیر نیست  مگر زمانی که با بازگشت به اصول  اسلامی و ارزش های انقلابی ، خود به آغوش ملت بازگردند و البته  واضح است که قدم اول در این راه ، جبران خسارت های وارده به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی و محاکمه ی بدون مسامحه و مصلحت اندیشی عاملان این فتنه و مرتکبان این جرم بزرگ است.

این نه تنها یک اصل عقلی و منطقی که در این روزها خواست اکثریت مردم ایران از طیف ها و طبقه های مختلف است. اراده ای که یقیناً مد نظر دستگاه قضایی کشور قرار گرفته و انتظار آن می رود که پس از محاکمه ی لایه های میانی اغتشاشات و در آینده ای نزدیک ، شاهد محاکمه و مجازات سران و رهبران جریان کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی باشیم.

 

 

 

 

 

+  نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 8:26  توسط واحد سایت  | 
جذام دوم خردادي ؛ فاصله بگیرید !

دانشجوي رند

از اونجایی که جناب میرحسین به شدت نگران مملکت و دلسوز نظام و انقلاب هستن ، اخیراً و در آخرین معاینات بالینی اش متوجه شده که نظام جمهوری اسلامی ایران دچار "کرخی جزام وار" شده است. حالا اینکه این اسم دشوار رو چجوری پیدا کرده ، بحثی جدا . . . البته خب بهتر از اینه که می گفت : کرخی چیز وار . . . بازم جا شکر داره که کلمه پیدا کرد . . . دوستان حتماً عنایت دارن که جذام یه مرض صعب العلاج و بعضاً لا علاجه ؛ طرف انقدر آب میشه که دیگه چیزی ازش نمی مونه. البته تو دهات ما که خیلی وقته ریشه کن شده ، دهات "میرحسین آباد"  رو نمی دونم. خلاصه منظور جناب مهندس این بوده که بدنه ی نظام هر روز داره لاغر تر میشه که البته این با حس کرخی هم همراهه ( هوشو ببینید ؛ فقط جناب میر حسین در زمینه ی  پیوند علم پزشکی و روانپزشکی  نبوغ خودشو به نمایش نذاشته بود  که بحمدا... رو کرد. .  .)

حتماً دوستان توجه دارن که کرخی تقریباً یه چیزی تو مایه های همین حسیه که الآن بر و بچ سبز بهش دچار شدن . یه حسی شبیه همین دوستایی که سیگار میکشن و یه سره خمارن و به عبارت علمی توان بالاکشیدن دماغ خودشونم ندارن.

اما مرض جذامی که در کمیسیون پزشکی میرحسین مطرح شده ؛ حتماً دوستان می دونن که جریان دوم خرداد از روز تولدش به شکل مادرزاد جذام گرفت . . . قطعاً جناب میرحسین ریزش آرای خاتمی رو در انتخابات 80 نسبت به انتخابات 76 فراموش نکرده و همچنین جذام بدخیم اصلاحات رو در انتخابات 84 . . . و البته جذام لاعلاج خودش رو در انتخابات امسال . . . یقیناً یادش نرفته که 22 خرداد 13 ملیون رأی داشت و روزای بعدش یکی دوملیون اغتشاشگر و الآن دویست سیصدنفر اراذل و اوباش که فکر کنم از فک و فامیل خودشو و دوستای تجدیدنظر طلبش هم کمترن . . . البته اگه ایشون خودش و جبهه ی حامی شو جزء نظام حساب می کنه ، بله نظام دچار جذام دوم خردادی شده . ولی فکر نکنم هیچ آدم عاقلی با وجود اینهمه فحش و بد و بیراهی که اینا بار نظام کردن ، بازم فک کنه که میر حسین و دوستاش داخل نظامن . . . خیلی وقته که این گروه جذامی رو مردم از خودشون جدا کردن و فرستادنشون تو قرنطینه تا بقیه ی کشور رو آلوده نکنن. 

 البته یه سری عوامل خارجی هم تو احتمال ابتلا به این مرض نافرم دست داره . . . مثل ازدواج های فامیلی . . . وقتی حزب کارگزاران و جبهه ی مشارکت و نهضت آزادی و . . . رو با هم قاطی کنی و یه کمم چاشنی خط امامی بودن بهش اضافه کنی ، معلومه  آخرش میشه میرحسین موسوی . یا خوردن هله هوله که خطر جذام گرفتن رو بیشتر می کنه ؛ وقتی هوای شیرین عبادی به سرت می زنه و دلت پیش اکبر گنجیه و نخست وزیر امام و دفاع مقدس هم هستی ، خب معلومه که آخرش جذام می گیری . . .

و هزار و یک عامل دیگه که در جریان دادگاه های انقلاب مخملی خیلی خوب گفته شد . . . در هر حال دوستان هوای خودشونو داشته باشن که از جذام نمیرن ، نظام و انقلاب رو بسپرن به اهلش . . .   

+  نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 8:23  توسط واحد سایت  | 
ضرورت انقلاب فكري در دانشگاه

یادداشت از فرزانه ولی نژاد - دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا

دانشجو بخاطر ويژگي هاي خاصي كه با نام خود به خاطر مي آورد ،‌همواره و در همه جاي دنيا به عنوان مكان هندسي ويژه ،‌ تأثيرگزار و البته تأثير پذير شناخته مي شود. نخستين و شايد پررنگ ترين اين ويژگي ها جوان بودن اين لايه ي پرتحرك جامعه است . خصوصيتي كه نشاط ،‌ تحرك ،‌ حس عدالت خواهي و آرمانگرايي و البته شتابزدگي را به يدك مي كشد.

كسب مدارج تحصيلي و رشد تفكرات آكادميك ،‌خصوصيت ديگري است كه سرعت سير تحولات عقيدتي و فرهنگي را در اين بخش از بدنه ي جامعه بيشتر مي كند.

نكته ي ديگر ، ‌فضاي باز اجتماعي و قومي در دانشگاه هاست كه موجب مي شود در مقطع زماني كوتاه ،‌ ميدان تقابل و آشنايي افكار بسيار متفاوت و البته متناقض در دانشگاه شكل بگيرد .

نكته ي ديگري كه شايد با شكل گيري نظام جمهوري اسلامي تا حدي به فراموشي سپرده شد ،‌ حضور گفتمان چپ  در دانشگاه و تمايل دانشجو به اين تفكر بخاطر حس مدرنيته بودن آن است. البته اين جنس از تفكر با پيروزي انقلاب اسلامي ‌پايگاه دانشگاهي خود را تا حد زيادي از دست داد اما در سالهاي بعد و به ويژه در دهه ي هفتاد ،‌ با شكل جديدي باز به فضاي فكري كشور و به تبع آن به دانشگاه بازگشت.

تمام اين ويژگي ها كانالي را به نام دانشگاه ايجاد مي كند و به دانشجو در حدود آن طول و عرض مي دهد.

با در نظر گرفتن تمام سنگ بناهايي كه در هر برهه اي از زمان ساختمان تفكرات دانشجويي را شكل داده است ،‌ امروز ساختمان فكري و فرهنگي دانشگاه تركيب نامنطقي است از انواع ارزش ها و ساختارهاي حركتي . عدم توازن و تعادل در چينش آرمان هاي  سياسي و انقلابي

انقلابي و عدم فهم درست از جايگاه  ارزش هاي اسلامي و احساسات ناسيوناليستي  همراه با نظريه مخالفت با نظام و طرح انتقادهاي افراطي عليه حكومت  تنها شِمايي از ساختار فعلي بخشي از فضاي فكري دانشگاه هاي كشور است. شِمايي  كه تنها از بُعد تصادفي و لايه ي بيروني اين بخش به نظر مي رسد.و اين سطحي ترين و البته آسيب پذيرترين قسمت اين بخش از دانشگاه است . در اصطلاح قشر خاكستري دانشجويان كه به دليل عدم شناخت كافي از حوزه ها و چهارچوب هاي سياسي ، به آساني وارد زمين بازي شده و در نقش پياده نظام با كمترين اهميت و ارزش ، متحمل بيشترين صدمه مي شوند . در حالي كه در پشت اين لايه ي  سطحي زيرساخت هاي پيچيده و گاهاً نامفهوم مباني فكري نهفته است.

يكي از تأثير گذارترين پنجره هاي اتاق فكر دانشگاه شيشه هاي اعتقادي دانشجويان است . اولين راهي كه براي به تزلزل كشاندن بنيان هاي فكري جامعه پيشنهاد مي شود.

واضح است كه حركت هاي سختار شكنانه در اين راه نمي تواند به شكل آني صورت بگيرد كه در اين حالت مطمئناً ‌با بسيج عمومي جامعه و حتي دانشگاه روبرو شد. بلكه ابتدا با وسيع كردن دايره هاي اعتقادي آغاز شده و در كمرنگ كردن خطوط اعتقادي شكل مي گيرد . يكي از كانالهاي حركت به اين سمت ،‌ كانال تبليغ انديشه هاي غربي در دل احساسات ملي گرايانه است . انديشه هاي غربي به اين معني كه با حذف اعتقادات ديني از زندگي اجتماعي ،‌ذهن عمومي را متوجه منافع فردي و به اصطلاح ملي نمايد . كه نمونه ي آن كم توجهي به مسأله ي اعتقادي انتفاضه ي فلسطين به بهانه ي حفظ منافع ملي است كه در سال هاي اخير در گفتمان بخشي از نظريه پردازان احزابي همچون كارگزاران و شاخه هاي

اصلاح طلب ،‌ جاي گرفته است و يا تلاش براي كاهش اختيارات رهبري به بهانه ي برقراري دموكراسي ،‌ كه همگي در جهت كمرنگ كردن ودر نهايت از بين بردن چهارچوب هاي اعتقادي به منظور تأمين منافع حزبي است كه البته هميشه در قالب حفظ منافع ملي و با تهييج احساسات ناسيوناليستي مطرح مي شود . و در نمونه ي آخر كه گروههاي چپ و اصلاح طلب با هدف از بين بردن اصل مبارزه با آمريكا و به فراموشي سپردن هويت 13 آبان ،‌ سعي كردند تا با وارونه نشان دادن مناسبات سياسي بين ايران و روسيه ،‌13 آبان امسال ،‌ با شعار مبارزه با روسيه ،‌مردم را در  جهت مخالفت با آرمان امام (ره) بكشانند.

آنچه به نظر مي رسد اين است كه در وضعيت فعلي و در ساختار كنوني  بخشي از دانشگاه ها ،‌ شأن دانشجو و گفتمان دانشگاهي تا حد حمايت از فرد يا حزبي خاص ،‌ دچار تنزل شده و به اندازه ي حركت در مدار بسته ي بازي هاي سياسي تحليل رفته و بخاطر قرار گرفتن در دل افكار التقاطي و پشتيباني از مواضع ضد ديني به استحاله كشيده شده است كه شايد مهم ترين عامل آن ،‌ زير پا گذاشتن گزاره هاي اعتقادي و ديني و هنجار شكني در در چينش ارزش هاست.

بطور قطع براي رسيدن به حالت ايده آل ، ‌باز گشت به اصول و عقايد و بازيافت ارزش ها و ضد ارزش ها ،‌ راهي جز چهار چوب بندي مجدد ساختمان فكري دانشگاه ها وجود ندارد. مهندسي صحيح گفتماني در شأن فرهنگ غني ايراني ـ اسلامي كشور و متناسب با روند پيشرفت علمي و نرم افزاري در جهان ،‌ سامان بخشيدن به فعاليت ها و تحركات دانشجويي و پاكسازي فضاهاي فكري ،‌ سياسي و فرهنگي دانشگاه ها از تفكرات افراطي و تحت كنترل غرب ،‌ راهكاري است كه بايد براي تعالي دانشجو و دانشگاه به كار گرفته شود.

 

+  نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 8:45  توسط واحد سایت  | 
ما بيشماريم ولی نمی دونیم فعلا کجاییم

دانشجوی رند

خدا نكنه كه خدا بخواد يكي رو ضايع كنه ،‌ هر كاري كنه ،‌بره پايين ،‌بياد بالا آخرش ضايع ميشه. آدم با جمعيت چند صد نفري تو راهپيمايي روز قدس اغتشاش بكنه و فحش هم بخوره اما 13 آبان از ميدون هفت تير به وليعصر آواره نشه ( اين معادل همون جمله ي معروفه كه آدم تو شيلنگ آب پشت و رو شنا كنه ولي اينجوري ضايع نشه . . . ) من نمي دونم اونروز كه شانس رو تقسيم مي كردن ، اين بچه هاي سبز كجا بودن كه لا اقل يه ذره شانس داشته باشن كه اينجوري ضايع نشن . . . البته اين احتمال هست كه اون موقع مشغول پخش دست بند سبز بودن . . . حالا اونروز سرشون شلوغ بوده ،‌روزي كه معرفت رو تقسيم مي كردن ،‌اونا كجا بودن كه حد اقل واسه هم معرفت بذران و برن اغتشاش . . . شايد اونروز هم مشغول طراحي پوستر هاي " ما بي شماريم " بودن . . . اينا هيچي ،‌اونروزي كه عقل رو تقسيم مي كردن اينا كجا بودن كه هر روز صبح راه نيفتن تو كوچه خيابون و شب با چشم گريون برگردن خونه تيمي . . . شايد اونروز هم داشتن برا هم  S M S  مي زدن كه ما بي شماريم . . . ولي خودمونيم ،‌بجاي همه ي اين كارا ،‌اگه يخورده مغزشون رو به كار مينداختن ،‌نه انقدر پول پارچه ي سبز مي دادن و نه طراحي پوستر و نه اينهمه كارت شارژ ايرانسل مي گرفتن . . . ما كه 13 آبان رفته بوديم مدرسه ي آبجي كوچيكمون ، ‌بلكه به ما هم يه تراشي خودكاري چيزي بدن . اما شمايي كه روشنفكر و آرمانگرا و تو كار آزادي و برابري هستيد چرا ميريزيد تو خيابونا و سطل آشغال آتيش مي زنيد ؟ ما كه نبوديم ولي بعضيا مي گفتن اول از ترس اينكه به دليل بيشمار بودنتون (!!!) تو جمعيت گم نشيد ،‌ وقتي همه جلو لانه جاسوسي بودن ،‌شما رفتيد هفت تير ،‌بعد كه جمعيت خواستن بيان هفت تير ،‌ پناه بردين وليعصر . . . راست مي گن ؟ اينجوري بوده ؟!!!

نكته ي جالب اينكه سايت هاي سبز وقتي با جمعيت بي شمار سبز در تهران روبرو شدن ،‌ به التماس افتادن كه " هر چند تعدادمون كمه ،‌ولي شما تو خيابونا بمونيد . . . عصر كه اداره ها تعطيل بشه بيشتر مي شيم . . . ( يعني با تعطيلي اداره ها بي شمار ميشيم!!!!)

تازه خبر نداريد مهندس ميرحسين هم بخاطر اينكه تو حصر بوده ( جدي نگيريد) ، نتونست بياد اغتشاش ، ‌ولي خب با بيانيه ي دلسوزانه اي كه چند روز قبلش منتشر كرد ، بر رسالت اغتشاش و آشوب هوادارنش حسابي تأكيد كرد. حالا بگذريم كه پسر كروبي خونش به جوش اومده كه چرا باباي من بايد بشه كيسه بكس جنبش سبز و هر وقت يه خبريه ميرحسين بره تو حصر . . . البته اگه نظر ما رو بخوايد همون بهتر كه هميشه تو حصر باشه . . . به قول معروف دوري و دوستي . . .البته اگه ممكنه كاغذ و خودكار هم بهش نديد كه بيخودي بيانيه هم ننويسه . . . 

البته دور هشتي خودمون هم قرار بود بي شمار باشن ، ‌ولي اينا هم مثل اونا نمي دونستن كجان . . . ولي در بي شمار بودنشون اساساً‌شكي مطرح نبود . . .

+  نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 8:43  توسط واحد سایت  | 
بيانيه ي انجمن اسلامي دانشجويان مستقل به مناسبت 13 آبان

امروز 13 آبان سالگرد تصرف لانه ي جاسوسي آمريكا و فرياد مبارزه با امپرياليسم و ديكتاتوري  در خارج  و به ويژه در داخل كشور و به سركردگي مير حسين موسوي است . نوديكتاتوران اصلاح طلبي كه در پي شكست سنگين در عرصه ي سياسي و رسوايي و بي آبرويي در كشور ، ‌امروز به عنوان سركردگان كودتا لحظه اي دست از اخلال و آشوب بر نمي دارند.

روحيه ي شرم آور تسليم در برابر سمبل هاي استكبار و استعمار جهانيِ با ديدگاه شوم رابطه با دشمنان ايران در هم آميخته و امروز با تجلي در مير حسين ها ،‌  ايران و به ويژه دانشگاه را با نسل جديدي از منافقان و فقنه انگيزان داخلي روبرو كرده است كه شاهد آن ،‌ حزب بندي دانشگاه ، لاابلاي گريها و آشوب هاي بي سابقه در سطح دانشگاه است كه  در جريان انتخابات اخير عملاً‌ دانشگاه ها را به ميدان آتش بازي آنارشيست هاي به اصطلاح اصلاح طلب  تبديل كرد.

امروز زمين خورده ي انتخابات دهم  در بيانيه ي خود كه به مناسبت 13 آبان منتشر كرده دچار كور رنگي شده است و نمي داند كه 13 آبان سرخ است . رنگ شهادت دانش آموزاني است كه در 13 آبان 57  مقابل دانشگاه تهران به گلوله بسته شده اند  و 13 آبان 88 به تأسي از روح عدالت خواه اين دانش آموزان ،‌ روز محاكمه عوامل فتنه ي بزرگي است كه به دست جنايت كاران سبز رقم خورده است.

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا ،‌ با تأكيد بر حفظ و صيانت از اصل نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ،‌ اعتقاد به ركن لاينفك ولايت فقيه و اعلام وفاداري و فرمانبرداري از رهبر انقلاب ، ‌اعلام  پايبندي به قانون اساسي كشور و توجه به برآورده ساختن خواست عمومي مردم دربستر اراده ي الهي ،‌ تأكيد مي كند ؛

 1- با توجه به سخنان رهبر انقلاب مبني بر اينكه زير سؤال بردن انتخابات جرم بزرگي است ، خواستار محاكمه مجرمان بزرگي هستيم كه امروز وقيحانه انقلاب و نمادهاي ارزشي آن را به بازيچه ي خود گرفته اند.

2 – با توجه به لجن پراكني هاي جنبش سبز كه علناً‌ داد مخالفت با نظام و رهبري را سر داده است و با توجه به بيانيه ي تحريك آميز و فتنه انگيز ميرحسين موسوي ،‌ مسئوليت هرگونه اغتشاش و آْشوب متوجه كساني است كه در سايه سبز مسجد ضرارشان ،‌ نقشه ي براندازي نظام جمهوري اسلامي را مي كشند.

3-  با  توجه به حركت بدون توقف جريان اصيل جنبش دانشجويي مسلمان كه وارثان حقيقي 13 آبان هستند ،‌ اصلاح تحركات نابسامان متصل به بدنه ي دانشجويي و قطع شاخه هاي فاسد منتسب به دانشگاه نياز امروز دانشگاه هاي كشور است.

در پايان انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا با هشدار به جريانات و احزاب سياسي فتنه انگيز و صاحبان افكار شيطنت آميز كه با هدف تغيير هويت 13 آبان ، ‌قصد آشوب در كشور و اخلال در روابط بين المللي ايران را دارند ،‌اعلام مي كند كه جنبش دانشجويي مسلمان چشم طمع كودتاگران به دانشگاه را كور خواهد كرد و لانه ي نفاق و فساد هر كسي كه بخواهد هم پيمان با دشمن  عليه ايران عزيز ، ‌اقدام كند تسخير كرده و متلاشي مي كند.

 

+  نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 16:17  توسط اکبر فرشی  | 
در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

هر روز که میگذره خبرای تازه ای از مظلومیت جنبش سبز به گوش می رسه. خبر جدید اینکه سخنگوی حزب کارگزاران اعلامر کرد که هر چی آدم علیل و ضعیف النفسه شده تئوریسین و رهبر جنبش سبز.البته به این واضحی ام که نگفته اما تو مصاحبه اش با سایت مثلث گفته هر کس که تو دادگاه ها اعتراف کرده یا مریض بوده یا شخصیت ضعیفی داشته.حالا بد نیس که اسم چند نفر از این دوستان . . . . و . . .  رو ببرم  : مثل سعید حجاریان تئوریسین اصلاحات ُ محمد عطریانفر و هدایت آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران ٬ یا محمد علی ابطحی معاون و رئیس دفتر خاتمی و . . .

دیگه کی میمونه از جنبش سبز که هنوز اعتراف نکرده ؟ . . . . . آها ٬ خاتمی ُ موسوی ُ کروبی و . . . البته خاتمی اگه شخصیت قوی و محکمی داشت که غرب انقدر ضایعش نمی کرد . موسوی هم که اگه سالم بود دم به دم بیانیه نمی داد که مردم بریزن تو کوچه خیابون . اون یکی کروبی هم که بی خیال ٬ اساسا جای بحث نداره....

من نمی دونم چرا هرچی آدم مریض و . . . رو می اندازن به این بدبختا....

ضمنا جناب مرعشی مطالب جالب دیگ

ه ای هم گفته جای خنده داره : مثلا گفته که اغتشاشات بعد از انتخابات نه تنها بد نیس ٬ بلکه خیلی هم خوبه و این نشون میده که مردم به فکر بقای نظام هستن.

البته خب خیلی مهم نیس که این آشوبگرای خیرخواه تعدادشون خیلی کمه و اصولا جمعیت جهت داده شده به حساب میان نه مردم.و خب مسلما این سوال هم پیش نمیاد که چرا باید برای بقای نظام افتاد بجون مردم و با هر چی که دم دستت اومد (اعم از سلاح سرد و گرم) شیشه های بانک و اداره ها و خونه های مردم رو اورد پایین.

ضمنا سخنگوی حزب کارگزاران در ادامه موضع عدالت خواهانه اش خواسته تا برای برگشتن آرامش به کشور ٬ رئیس جمهور احمدی نژاد محاکمه بشه. البته بگذریم که اخیرا همین دوستان با نظر به وحدت ملی (جدی نگیرید!!!)از قوه ی قضاییه خواستن تا بی خیال محاکمه سران اغتشاش بشه. خب احمدی نژاد  از سران اغتشاش نیس  و طبیعتا مشمول این عفو پر مهر و محبت نمیشه. حالا اهمیت هم نداره که صد تا از نماینده های مردم و کلی استاد و دانشجو و . . . از میرحسین شکایت کردن. در هر حال اونکسی که باید محاکمه بشه دکتر احمدی نژاد.

خب البته حقم دارن. رای که نیاوردن ُ کلی پول و چوب و چماق و کوکتل مولوتف هم که حروم کردن آخرشم فهمیدن که همه ی امید و اعتبارشون مریض و ضعیف النفسه. خب شمام اگه بودید میفتادید به هذیون گویی. 

+  نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 10:0  توسط واحد سایت  | 
13 آبان ؛ میراث امام (ره) یا بازیچه ی کودتاچیان؟

 

آنچیزی که در بانگ جرس ( به تعبیر رسانه های همسو و به معنای جنبش راه سبز) بعضی ها گنجانده نشد ، ملت ایران بود و همین بود بهانه ی هرآنچه که از دستشان رفت . ملتی با غنای فرهنگی و ریشه ی مستحکم دینی که همواره بخاطر ایستادگی های مثال زدنی به عنوان مانعی سخت برای زیاده خواهان شرق و غرب تلقی می شد. اصل متحد شدن ایرانیان در برابر تهدید خارجی با وجود حزب بندی های داخلی ، غرب را بر آن داشت تا طی دو دهه ی اخیر ، بجای جنگ خارجی ، جریان اپوزسیون را در بدنه ی نظام شکل دهد. به اعتقاد غرب این جریان ساختار شکن می توانست سنگ بنای خوبی برای فروپاشی جمهوری اسلامی از درون باشد. ظهور و بروز تفکرات تند انتقادی در قالب شخصیت های با سابقه ی نظام طرحی بود که با هدف فرسایش تدریجی حکومت و کاهش تمایل مردم به حاکمیت روی میز سیاستمداران آمریکایی و اروپایی قرار گرفت تا اینکه طراحان جریان اپوزسیون ، دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری  را به عنوان ایستگاهی برای  جهش از وضعیت فرسایش به حالت نابودی نظام انتخاب کردند که با مقدمه ی تخریب رئیس جمهور و دولت وقت کلید خورد تا طبق برنامه ریزیها با گذر دوره ی انتخابات و جذب مخالفانِ دولت نهم ، به حرکتی گسترده برای پایان دادن به عمر جمهوری اسلامی تبدیل شود. طبق معادلات کارشناسان ، در رابطه با مردمی که قرار بود با زاویه گرفتن شخصیت های مطرح حکومتی از نظام ، از جمهوری اسلامی سرد شوند ، استفاده از نمادها و نشانه های مذهبی و انقلابی بسیار مؤثر به نظر می آمد که پخش رنگ سبز در سطح جامعه ، تأکید بر عنوان سید برای موسوی ، اصرار بر نزدیکی گفتمان میرحسین به اندیشه ی  امام (ره) ، ایجاد پیوند میان کروبی و موسوی با امام (ره) ، برخورداری از پشتیبانی شخصیت های مطرح نظام همچون هاشمی رفسنجانی و همچنین استفاده از تریبون نماز جمعه و روز قدس برای تبلیغ حرکت کودتایی جنبش سبز ، همه و همه در راستای اجرای همین تئوری بود. و همین افکار پوشالی بود که جمعیت هواداران هفتاد ملیونی را در ذهنشان مجسم می کرد.اما همه ی  مردم که فقط جمعیت پر هیاهوی سالن اجتماعات برج میلاد نبودند. همه ی مردم که اندک مخاطبان شبکه ی بی . بی . سی  فارسی و وُ آ نبودند . همه ی ملت ایران که اغتشاشگران خیابان انقلاب و ولیعصر نبودند ( هر چند همه ی آنها هم نه طرفدار شما بلکه بسیاری تماشاچی بودند) . . . و همین بود آنچیزی  که در محاسبات  آنها لحاظ نشد. ملتی که با همه ی اختلاف سلیقه ها در برابر خطر خارجی متحد می شوند ، یقیناً در مواجهه با خطر حمله به عقاید و آرمان هایشان غفلت یا عقب نشینی نخواهند کرد.جریان سبز با همه ی برچسبهای مذهبی که به خود می زد ، مرتکب رسوایی های فراوانی شد که ریشه در منفعت طلبی ، جهل و فراموشی  کسانی داشت که روزی خود از پایه گذاران نظام جمهوری اسلامی بودند . موسوی با همه ی سابقه ای که در زمان حیات امام (ره) داشت ، در این دوره با نزدیک شدن به ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ها ، تعریف جدیدی از شخصیت سیاسی خود ارائه داد.اعتقادات مذهبی ملت مسلمان ایران درمورد سادات و رنگ سبز باعث شد تا سید بودن میر حسین بازیچه ای شود برای جذب لایه های بیشتری از مردم و پر رنگ کردن هواداران میرحسین  در جامعه.آیا فکر می کردند ملت ایران فریب اهالی مسجد ضرار را می خورند ؟!!!

  همچنین موسوی و کروبی با اتخاذ رویکرد های تأمل برانگیز همچون بی تفاوتی نسبت به مسأله فلسطین و قدس شریف ، طرح سیاست مصالحه و مسامحه در قبال غرب ، تکرار سیاست منفعلانه ی خاتمی در قبال انرژی هسته ای و تغییر هدف  اساسی  روز قدس و طرح شعارهایی همچون " نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران" . . .  ادعای نزدیکی خود به امام (ره) را به باد دادند .

 طرح ادعای تقلب ـ که به تعبیر رهبری جرم بزرگی است ـ  و زیر سؤال بردن مشروعیت و قانونمندی نظام جمهوری اسلامی، اشتباه بزرگتری از سوی این جریان بود که اعلام رسمی مبارزه با جمهوری اسلامی به حساب می آمد. پشتیبانی امسال رفسنجانی با شرکت نکردن وی در نماز جمعه 29 خرداد و بیعت با رهبری و در عوض ترتیب دادن نماز جمعه ی مختلط 26 تیر ، به ساز زشتی برای جرس تبدیل شد. و همه ی اینها باعث شد تا مردمی که در حساب کودتاچیان نیامده بودند ، عامل شکست کودتا شوند. ملت با انگشت اشاره ی رهبری و با هوشمندی کامل ، خطر تجاوز دشمن خارجی را توسط عناصر داخلی احساس کرده و بلافاصله با یکدیگر متحد شدند و تمامی معادلات جریان مخالف را به هم زدند. پس هر قدم اضافی از سوی عقیده فروشانی که دست به دامان بنیاد سوروس و بودجه ی سنای آمریکا می شوند ، تنها شیب انزوا و سقوطشان را بیشتر می کند.

اما ظاهراً هنوز متوجه این روند نشده و در ادامه رسوایی های پی در پی ، امروز حنبش راه سبز در حال تدارک 13 آبانی با حال و هوای آمریکایی و مخالف با اندیشه های امام (ره) است . هویت 13 آبان که بر نابودی مراکز فتنه و جاسوسی امپریالیسم جهانی در ایران استوار است ، به بازیچه ی دست کودتاچیان برای دگرگونی میراث امام ،  تغییر خط مشی ملت و تخریب رابطه ی ایران با دولت های هم پیمانش در عرصه ی بین الملل تبدیل نخواهد شد . و تنها 13 آبان گردابی خواهد شد به مراتب سهمگین تر از روز قدس برای فروبردن لکه های به ظاهر سبز در دل موج عظیم ملت.

+  نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:44  توسط واحد سایت  | 
دومینو با می و مینای شکسته!
یادداشت از مهدی امامقلی - دبیر سیاسی سابق اتخادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

 

 در بازی دومینو اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. فروریختن آغازین در چینش‌های ناتمام، نه به اشاره سرانگشت بازیکن بلکه به سبب غفلتی است که در قطار کردن قطعات از سوی او صورت می‌گیرد و به جای آرامش در پیروزی و فرو ریختن در انتهای چینش، ‌ در ابتدا ناکامی و شکست را رقم می‌زند. به عقیده برخی سطحی‌نگران که سیاست و سیاستمداری را پهنه بازی و بازیگردانی می‌پندارند، انتخابات دهم برای اصلاح‌طلبان فرصتی را فراهم آورد تا با احیای تشکیلات و دکوپاژ کردن صحنه انتخابات، آغازگر یک دومینوی سیاسی و به زعم ذهن متوهم و اتوپیایی تئوریسین‌هایشان تحقق بخش استراتژی‌های « فتح سنگر به سنگر»، « حاکمیت علیه حاکمیت » و یا «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» باشند. غافل از آنکه جبهه اصلاحات به دلیل عدم توجه به نقش رهبری و نیزعدم شناخت از ملت ایران در همان آغاز راه به شکست محکوم شد.
نمایشگاه مطبوعات امسال، عرصه‌ای شد تا بازیگردانان سیاسی جریان دوم خرداد بی توجه به ناکامی‌های گذشته، ‌ دومینوی منتفی را ادامه دهند و در مینای شکسته خود بخورند و با کوفتن برطبل دروغ، سر در گریبان، مظلوم نمایی نمایند و حامیان دولت را عامل توهین و حمله به بهشتی و کروبی معرفی کنند.
گمان باطلی است که سرکردگان و پرده‌نشینان انتخابات بخواهند با حضور در مجامع سیاسی و رسانه ای و یا آکادمیک و دانشگاهی، آب رفته را به جوی بازگردانند و مفاهیمی چون« جمهوری ایرانی » را از «توهمات به واقعیات» و از «حاشیه به متن » کاسه به کاسه بکنند و یا در اذهان عموم باب « تغییر»را مفتوح نگاه دارند ؛ چرا که با مردم مسلمان ایران نمی‌توان چنین معامله ای کرد.
شاید حضور عضو ارشد ستاد میرحسین موسوی قبل از ورود خاتمی یا موسوی به شانزدهمین نمایشگاه مطبوعات تنها گامی برای محک زدن فضای سیاسی موجود برای ورود خاتمی و یا موسوی و کلید خوردن عملیاتی دیگر در راستای روز قدس و یا تمهیدی برای غائله آفرینی 13 آبان باشد مگرنه چه دلیلی برای حضور تشکیلاتی توام با شعار عضو ارشد ستاد انتخاباتی میر حسین آنهم دو روز پس از حضور کروبی و اسلحه کشی اطرافیان وی وجود داشت؟
پرواضح است که بدرقه کروبی و بهشتی به عنوان عوامل دامن‌زنی به آشوب‌ها از سوی ناظران بیرونی و بازدیدکنندگان نمایشگاه مطبوعات با شعارهایی چون «مرگ بر دروغگو»، «بهشتی، ننگ بهشتی شده» نه تهمت و نه دروغی است و نه دلیلی بر این ادعا که حامیان دولت فقط در نمایشگاه حضور دارند! این واقعیت مدلول این ادعاست که مردم از دمخوری اصلاح‌طلبان با غرب دلخور شده‌اند وگوششان به شعارها ادعایی کذایی و ایذایی ایشان بدهکار نیست و اکنون اصلاحات و طراحان و تئوریسین های آن به بن بستی حقیقی گرفتار شده‌اند.
ادامه « فتنه » و سناریوهای صورت‌بندی شده در دانشگاه‌ها، ورزشگاه آزادی، روز قدس و نمایشگاه مطبوعات که همه به شکست انجامید، تنها چینش های متزلزل و «شکست در میانه راه » از این دومینوی انتخاباتی است که در نطفه و بادی امر از سوی مردم و رهبری نظام اسلامی محکوم به شکست و تباهی شد و به شهادت تاریخ ادامه این راه چیزی جز«آب در هاون کوبیدن» و «به ثمن بخس هزینه شدن» و رهاوردی جز انزجار و تنفر اذهان عمومی را به همراه نخواهد داشت...
+  نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 12:18  توسط واحد سایت  | 
بیانیه ی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینادرپی فرافکنی علی کردان

                                           

 

 

                                                           بسمه تعالي

                      بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعليarm_boali.jpg

                                           فرافکنی علی کردان

                                                                                      

حدود يك سال ازاستيضاح و راي عدم  اعتماد مجلس شوراي اسلامي به علي كردان كه قريب به سه ماه برصندلي وزيركشوردولت نهم تكيه زده بودمي گذرد.

اين روزهاكه آقاي علي كردان بركناري خودراازوزارت كشوريك كارسياسي ميداند وظاهرا نگراني چندماهه ي دلسوزان انقلاب ،زحمت تحصيل علم و...راناديده مي گيرد.

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سيناي همدان به عنوان عضوي ازپيكره ي جنبش دانشجويي مسلمان برخودلازم  مي داندمواردي رايادآوري نمايد.

-1ازنظرمااستيضاح وبركناري آقاي علي كردان پس ازافشاشدن جعلي بودن مدرك ايشان ازپست حساس وزارت كشوريك امرلازم وضروري بودكه آن رابه نفع نظام ،ملت ودولت عدالت محور نهم ميدانيم .

2- باتوجه به حاكم بودن فضاي انقلابي درمجلس هشتم شوراي اسلامي وحضورنمايندگاني متعهدودلسوزدرخانه ي ملت كه هدفي جز منافع ملي رادرنظرنمي گيرندهرگونه فشارسياسي وحزبي راجهت تاثيرگزاري درمسائل مختلف ازجمله استيضاح آقاي كردان بي نتيجه دانسته والقاي چنين مواردي رامحكوم مي كنيم .

3-انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه بوعلي سينا همدان ضمن تاكيد برگفتمان انقلاب اسلامي وحضرت امام (ره) دولت كنوني رادرمسيرگفتمان انقلاب اسلامي دانسته وتوجه بيش ازپيش رئيس جمهورمحترم رادرانتخاب مشاوراني متعهد ومتخصص راخواستاريم

4- راي بالاي عدم اعتمادنمايندگان مردم به بركناري آقاي كردان راعزم راسخ مجلس شوراي اسلامي جهت اجراي عدالت مي دانيم وبانظربراينكه دردوره اي ازانقلاب شاهدصدورگسترده ي مدارك تحصيلي جعلي براي افراد بانفوذ وفرصت طلب بوده ايم ازمجلس متعهد وپي گيرشوراي اسلامي مي خواهيم براساس حق قانوني نظارت برتمامي امورمملكت ازحضورونفوذ افرادفرصت طلب درمناصب مختلف جلوگيري كرده وباآنهابرخوردقانوني نمايد .

5- اعتراض نخبگان ،اساتيد ودانشجويان ومردم آگاه ايران اسلامي به مسئوليت آقاي كردان درراس وزارت كشور واستيضاح و راي عدم اعتمادبه ايشان توسط نمايندگان ملت رايك تكليف ووظيفه براي همگان مي دانيم .

درپايان اظهارنظر آقاي علي كردان رافرافكني وسعي درحذف صورت مسئله دانسته وزيرسوال بردن تعهد اكثريت نمايندگان مجلس هشتم رامحكوم به شكست مي دانيم  .

                                                                                           

                                                                                          پاینده باد ایران اسلامی

                                                                                انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

                                                                                          دانشگاه بوعلی سینا

                                                                                                                        

                                                                                                     

                                                                                

 

 

 

                              

 

+  نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:57  توسط مرتضی عسگری  | 
به بهانه ی تولد انجمن اسلامی دانشجویان مستقل . . .


یادداشت از فرزانه ولی نژاد - دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

انجمن اسلامی دانشجویان که در سال 1321 با تشکیل نخستین هسته ی خود در دانشگاه تهران ، شکل گرفت ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، به شکلی سازماندهی شده فعالیت خود را بر اساس مرامنامه ای مستحکم آغاز می کند. دفتر تحیکم وحدت با جمله ی تاریخی امام (ره) که " بروید تحکیم وحدت کنید "  در شهریور 59 تأسیس می شود و با ثبت هفت اصل  در مرامنامه به عنوان اصول کلی تشکل ، چهارچوب اعتقادی خود را به خوبی مشخص می کند ؛ اصول " اعتقاد به مکتب اسلام" ، " ایمان به اصول پنجگانه ی مکتب اسلام" ، " اعتقاد به اسلام فقاهتی به عنوان اسلام راستین "  ،" اعتقاد به ولایت فقیه به عنوان تبلور اسلام راستین "  ، " اعتقاد به حقانیت جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی" ، و " اعتقاد به انقلاب فرهنگی" به عنوان زیر بنای اعتقادی دفتر تحکیم وحدت در مرامنامه ذکر شد.

اما این دفتر در طول حیات خود  ،دستخوش حوادثی شد عملاً بخش قابل توجهی از بدنه ی این تشکل را به طیفی هنجار شکن در دانشگاه ها تبدیل کرد و حتی اعضای این انجمن را در تقابل و تعارضی آشکاه با مرامنامه ی دفتر تحکیم وحدت قرار داد .یکی از دلایل اصلی این خط شمنی ، تغییر هویت و عبور از عقاید ، قرار گرفتن اعضای تحکیم وحدت در مسیر احزاب و جریان های سیاسی بود که به مرور زمان باعث شد تحرکات سیاسی برای متفع حزبی و فردی جای فعالیت های اصولی آرمان خواهانه را بگیرد.  تشکلی که پیش از این خط نخست مبارزه با استکبار جهانی تلقی می شد ، در طی زمان تبدیل به حیاط خلوتی برای جولان جریان های چپ متمایل به غرب شد که نقطه ی عطف آن را باید دوم خرداد و روی کار آمدن دولت اصلاحات بود. بطوریکه در آن زمان یکی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت  اعلام کرد : «. . . دفتر تحکیم وحدت ، اندیشه های امام را در قالب تفکرات خاتمی دنبال می کند . . . »شعار توسعه ی سیاسی خاتمی دستاویزی شد برای کمرنگ شدن خط قرمزها و به موازات آن عدم حساسیت بر نقاط اعتقادی انجمن اسلامی دانشجویان که باعث می شد عناصر غیر متعهد نسبت به نظام و انقلاب به بدنه ی انجمن های اسلامی راه یابند و سرانجام حاکم شدن گفتمان ساختار شکن در دانشگاه ها . گفتمانی که هر گونه نقدی به مدیران و سئولین را با تعمیم به حاکمیت ، متوجه نظام اسلامی می کرد و ناکارآمدی جمهوری اسلامی را نتیجه می گرفت. نمونه ی بارز این ساختار شکنی ، تنها 13 ماه پس از آغاز ریاست جمهوری خاتمی شکل گرفت و آن کودتای کور 18 تیر در بدنه ی دانشگاه بود که انجمن های اسلامی را عملاً  در مقابل نظام جهوری اسلامی قرار داد و یا رفراندوم قانون اساسی در دانشگاه بوعلی سینا که مخابفت علنی اعضای تحکیم وحدت با مرامنامه ی این تشکل به حساب می آمد.

نتیجه این که به دنبال انحرافات شدید عقیدتی ـ سیاسی در دفتر تحکیم وحدت ، تغییر گفتمان و عدم پایبندی به اصول  و همچنین گرایش این اتحادیه به جریان های معلوم الحال سیاسی ، برخی از انجمن های اسلامی عضو دفتر تحکیم وحدت که فدر مجموع 18 دفتر را تشکیل می دادند ، با انشعاب از دفتر تحکیم وحدت توانستند در سالگرد تسخیر لانه ی جاسوسی و در 13 آبان 78 ، در قالب " اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور " اعلام موجودیت نمایند. واضح است که اصالت هر تشکل و نهادی برآمده از اصول اولیه و اساسی آن تشکیلات است . همچنین در انشعابی که در انجمن اسلامی دانشجویان رخ داد ، اصالت با اتحادیه ای است که همچنان بر مرامنامه و تعهدات خود پایبند است.

البته تأسیس این اتحادیه به مذاق سئولان دولت اصلاح طلبی از جمله دکتر معین ، وزیر علوم خاتمی ، خوش نیامد تا جایی که انجمن اسلامی دانشجویان هر دانشگاهی که به دلیل عملکرد مغایر با مرامنامه و اساسنامه تحکیم وحدت ، دیگر حاضر به ادامه ی فعالیت در این اتحادیه نبودند ، به بهانه های مختلف بسته می شد. اما با این همه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل توانست با قرار گرفتن در دل جنبش دانشجویی ، ادامه دهنده ی مرام اصلی انجمن اسلامی باشد. بطوریکه رهبر انقلاب در پیامی به نشست سالانه ی این اتحادیه فرمودند :« به این جوانان عزیر سلام مرا ابلاغ فرمایید. از خداوند متعال سپاسگذارم که این شور و همت مؤمنانه را برای زنده نگه داشتن شعارهای اساسی این دوره از حیات نظام اسلامی به جوانان نخبه ی ما ارزانی داشته است. چه فاصله ی ژرفی است میان این دلهای روشن و این نیت ها پاک ، که اصلاح و اکمال نظام اسلامی را هدف خود ساخته اند با غفلت زدگان روشنفکر نمایی که در خدمت به نظام سلطه خشن و مسلح استکباری ، مردم و نظام مردمی خویش را آماد تهمت و نیرنگ و جفای خود قرار می دهند.»

اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل با وجود همه ی مشکلاتی که در دوره ی اصلاحات با آن روبرو بود ، بخاطر در بر داشتن گفتمانی عمیق و اصولی توانست تعداد دفاتر خود را تا پایان دوره ی 8 ساله ی خاتمی به 30 دفتر افزایش دهد که انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا ، یکی از آنهاست. (لازم به ذکر است که پسوند "مستقل " مخصوص دانشگاه هایی است که دفتر تحکیم وحدت در آن دانشگاه ها فعال است . و از آنجایی که انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا در سال 83 تأسیس و دفتر تحکیم وحدت در سال 85 منحل شد ، این پسوند به انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی سینا تعلق گرفت . لذا اکنون با نظر به انحلال دفتر تحکیم وحدت ، عنوان این تشکل مراحل قانونی حذف پسوند " مستقل" را طی می کند).

 اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

  با فراهم آوردن زمینه های تشکیل بزرگترین اتحادیه انجمن های اسلامی پس از دوران از هم پاشیدگی  دفتر تحکیم وحدت ، موفق شد در سال 83 به عنوان نخستین تشکل دانشجویی مانیفست فکری و عقیدتی خود را مهندسی و در قالب " سند گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان " منتشر نماید.

این در حالی است که روند فروپاشی دفتر تحکیم وحدت هنوز متوقف نشده و امروز با انشعاب به طیف غیر قانونی علامه و طیف شیراز و همچنین تشکیل شاخه های مدرن ، سنتی و دموکراسی خواه ، شاهد آنیم که آخرین بازماندگان این دفتر نیز با هم سر سازگاری ندارند و این تنها نمونه ای از دستاوردهای فضای به اصطلاح باز سیاسی دولت اصلاحات برای دانشگاه هاست . فضای بازی که تنها راه پیوستن دانشجویان را به اخزاب و گروهک های سیاسی باز نگه می داشت و به طور پیوسته گزاره ها ی اعتقادی و آرمانی تشکل های دانشجویی را از بین می برد که در نتیجه امروز در دانشگاه و به ویژه در جریان انتخابات اخیر و حوادث پس از آن ، شاهد سیاست زدگی ، وابستگی حزبی و برخوردهای شدید سیاسی در دانشگاه هستیم.     


 

+  نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 17:45  توسط واحد سایت  | 
حل المسائل اغتشاشات

دانشجوی رند

از اونجایی که یکی از راههای بورسیه به خارج کشور ایجاد اغتشاش و آشوب در دانشگاه و کسب حکم کمیته ی انضباطی مبنی بر تعلیق یا اخراجه ، این روزا  بعضی از دانشجوها در به در دنبال حل المسائل اغتشاشات هستن. نه اینکه خدای نکرده فکر کنین این دانشجوها زبونم لال با گروهک های منافقین و کومله ها و پ . ک . گ و ... (روم به دیوار

) رابطه دارن ، نه . . .یا اینکه دور از جونشون دنبال نابودی نظام وانقلاب هستن و برا این کار حقوق می گیرن ، نه . . . این زبون بسته ها بخاطر کمبود امکانات یا شاید هم بخاطر تنوع ، حال کردن یه مدت برا ادامه تحصیل برن خارج ، همین.

و یه عده از دانشجوهای خیرخواه هم از روی نوع دوستی ، کلاس حل تمرین اغتشاش برگزار می کنن و جزوات حل المسائل اغتشاشات رو در اختیار این بچه ها قرار میدن

( یه وقت فکر نکنین از قصد مخ اونا رو می زننا ، نه . . .) البته من که قصد ادامه تحصیل تو فرنگ رو ندارم ، اما از اونجایی که بچه ی فوق العاده کنجکاوی هستم ، ازین دوستان خواستم تا بعضی از این جزوات رو در اختیار منم قرار بدن و اجازه بدن تو کلاساشون شرکت کنم که حضور تو کلاسها بخاط هم نیاز بودن با هشتی نشینی ، مورد موافقت قرار نگرفت.

جزوه که تألیف جمعی از اساتید اخراجی و تعلیقیه ، با تعریف حس مخالفت شروع میشه ؛ اینکه نسبت به همه چی مخالف باشی و به همه اعتراض کنی و به عالم و آدم گیر بدی ( البته نکته تستی اینکه این "همه" فقط شامل مخالفینت میشه) این حس مخالفت هم کلاس کاری ات رو بالا می بره و هم اینکه بعد از یه مدت حس پرخاشگری و طلبکار بودن ، قیافه ات رو می گیره و اصولاً احساس می کنی ارث بابات رو خوردن ( ناگفته نمونه عکس بزرگان این مکتب که تحت عنوان دانشجوی زندانی ، ضمیمه حل المسائل شده بود تو درک این مبحث خیلی کمکم کرد )قدم بعدی پلاس شدن  تو یه سری از گوشه های مخصوص دانشکده است که به علت بدآموزی اسم نمی برم. دختر و پسر اونجا جمع می شید و سیگار می کشید و احیاناً اگه امکانش بود مخ یکی دو نفرم می زنید.

مرحله ی بعدی اینه که به دلیل یه مسأله ی لزوماً بیخود مثل اینکه چرا خوابگاه ها چهار طبقه است یا اینکه چرا بوفه پیتزا نداره ، تحصن کنید و بیانیه بزنید و بحث آزاد کنید و . . . ( البته از اونجایی که این دوستان خونه زندگی ندارن و غالباً وسط راهرو ها علافن و برای بحث آزاد هم مجبورن کف زمین بشینن ، از نشریه های بقیه به عنوان زیرانداز استفاده می کنن).

بعد یه چند وقتی صبر می کنی تا خیرخواهی ات به همه ثابت بشه و همه بفهمن تو واقعاً مطالبات صنفی داشتی .

تو این مرحله دوباره بحث آزاد تشکیل می دید .اما  از اونجایی که این چندوقته حسابی روت زیاد شده ، احتیاجی نیست برای بحث آزاد بهانه ی صنفی بیاری . جمع می شید و با خیال راحت بحث سیاسی می کنید و هر چی از دهنتون در میاد می گید . حالا مهم نیس اساساً از چیزی سر در نمیاری و اصولاً نمی فهمی چی می گی . همین که حس مخالفت داشته باشی کافیه ( البته میگن تو این مرحله استاد توضیحات لازم رو میده و شما رو با انواع روش های لمپن بازی آشنا می کنه) .

مرحله ی بعد اینه که یه روز ظهر گرسنگی رو تحمل کنید و به بهانه ی این که تو غذا چیز (!!!) پیدا شده ، سینی ها رو بچینید کف زمین و سرود  یار دبستانی رو با هم بخونید ( البته من اینجاشو خیلی خوب نفهمیدم . ولی اگه سر کلاسها حاضر می شدم حتماً استاد محترم توضیح می داد بین چیز تو غذا و سرود یار دبستانی چه رابطه ای وجود داره) . . .

خلاصه لبّ کلام اینکه می زنید و می شکونید و دست می زنید و پا می کوبید که " رأی منو پس بده . . . " نه . . . چیز شد . اشتباه شد ، ببخشید . که خلاصه من مخالفم و اعتراض دارم و حق منو خوردن و . . .

البته من هنوز فرصت نکردم جزوه رو کامل بخونم ، بخصوص اینکه قسمت هایی از اون به زبان اصلی (!!!) نوشته شده .

نکته ای که هنوز برای من جای سؤال داره اینه که مؤلفین و مدرسین محترم با این سابقه ی درخشانی که  در فحاشی و چوب کشی و ضرب و شتم دارن ، چرا هنوز نرفتن اونور آب ؟!!! هر چند این احتمال هم هست که این دوستان از از روی عشقی که به وطن دارن ، برای کشف استعداد های دعوایی نشکفته ، اینجا موندن . . .

در هر حال ما که جامون خوبه ؛ نه خیال اغتشاش داریم و نه هوای اونور آب زده به سرمون . . . شما اگه خواستید ، دوستان قربۀ الی ا... در خدمتن. 





+  نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 9:49  توسط واحد سایت  | 
صانعی در مسیر دور افتاده از خط امام(ره)

یادداشت از مهدی امامقلی - دبیر سیاسی سابق اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

دگردیسی و تناقضات فاحش تئوریک و نظری در هیأت و ماهیتی دینی و مذهبی بار گرانی است که اصحاب تفکر و تحلیل را دچار بهت و تعجب می‌کند. مطالعه مکتوبات و تواترات فقهی و نظری و نیز بررسی نقد و نظرات سیاسی صانعی طی چند دهه گذشته تاکنون نشان‌دهنده آن است که وی از رهگذر گفتمان اصلاح‌طلبی دچار قرائت‌های پارادوکسیکال و به ظاهر نو در حوزه عمل و نظر سیاسی شده است. اکنون «صانعی دهه 60» با موضع‌گیری‌های افراطی و رادیکال خود در آن زمان چنان حالت جمود و ارتدوکسی به خود گرفته است که در جبهه دیکتاتوران نوظهور و نوگرا به عنوان «رهبری معنوی» قلمداد می‌شود. باقی ماندن ابهام در مورد موضع‌گیری‌های اخیر وی نه تنها دستمایه خوش خیالی‌های عناصر اپوزیسیون و بیگانگان شده بلکه باعث از دست رفتن پایگاه اجتماعی وی شده است. در این یادداشت سعی شده است تا با واکاوی دیدگاه‌ها و انگاره‌های دیروز و امروز صانعی عملکرد وی در ترازوی منطقی نقد عموم قرار گیرد:


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 14:3  توسط اکبر فرشی  | 
برگزاری اولین اردوی آموزشی تفریحی در سال تحصیلی جدید توسط انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی سینا

محمد قبادی قائم مقام تشکیلات در این زمینه گفت:واحد فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل بوعلی سینا در راستای اجرای برنامه های فرهنگی و آموزشی خود درصدد برگزاری اردوهای متفاوتی است که اولین اردو در سال جدید را با شرکت نزدیک به 100 نفر از دانشجویان جدید الورود ویژه خواهران در غار علیصدر برگزار کرد

قبادی افزود:در این اردو مرتضی عسگری دبیر انجمن اسلامی بوعلی سینا در میان دانشجویان حاضر شد و پیرامون سابقه ی انجمن های اسلامی  خط مشی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل انتخابات ریاست جمهوریدهم و حوادث بعد از آن و همچنین وظیفه و رسالت کنونی دانشجویان و تشکل های دانشجویی برای حاضرین سخنرانی کرد وبه سوالات آنان پاسخ داد.

قائم مقام تشکیلات اضافه کرد:دومین اردوی آموزشی تفریحی انجمن اسلامی پنج شنبه 30/7/1388 ویژه ورودی های پسر 88 برگزار خواهد شد.

+  نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 18:25  توسط اکبر فرشی  | 
ماجرای جشن تولدهای سبز

 

یادداشت از دانشجوی رند

هر دم از این باغ بری می رسد

 

 از اونجایی که رهبران سبز اصولاً آدمای پر مهر و محبتی هستن و اساساً جنبش سبز ، حرکت محبت آمیزیه ، خدا مقرر کرد تا سه تفنگدار سبز تو ماه مهر خلق بشن . و ازاونجایی که خدا می دونست اینا دلشون خیلی برای هم تنگ می شه اما خیلی هم از همدیگه خوششون نمی یاد ،  تعیین کرد  تا هر کدومشون تو یه هفته به دنیا بیان. شاید حکمت دیگه ی این کار خدا این بوده که حامیان شاد و خوشحال سبز که اتفاقاً خیلی هم به جشن و پایکوبی علاقه دارن ، زحمتشون زیاد نشه و تو یه ماه سر و ته همه ی تولد ها رو در آرن. از اونجایی که میر حسین (از روی علاقه و صمیمیتی که با این آدم دارم به اسم کوچیک صداش می کنم) همیشه عجله می کنه و از هول حلیم میفته تو دیگ و یا شاید هم بخاطر صاف و ساده بودنش ، می اندازنش تو دیگ ، زودتر از همه خلق میشه و روز مبارک 7 مهر که به روایتی روز آتش نشان هم هست ، به دنیا می یاد ( و البته باز هم از اونجایی که هیچ کار خدا بی حکمت نیست ، تقارن تولد میرحسین و روز آتش نشان هم حکمتی داره . شاید خدا می خواسته از اون اول به ما بفهمونه که این آدم آتیش بیار معرکه است و اساساً یجورایی مملکت رو به آتیش می کشه) .

یه هفته ای می گذره و در حالی که بر و بچ سبز از تولد میر حسین خیلی شاد و خوشحالن ، با یه خبر خوب دیگه حسابی کیفور می شن و اونم اینه که شیخ اصلاحات که البته اون زمان ها هنوز شیخ نشده بوده ، خلق میشه.  دیگه همه مون یجورایی با روحیه ی کروبی آشناییم دیگه ؛ همچین که ببینه یکی داره یه کاری می کنه فوری می پره وسط معرکه مبادا عقب بمونه . خب شاید هم حق داره ؛ سن که میره بالا آدم بیشتر یاد مردن میفته و برا دنیا بیشتر حرص می زنه. خلاصه کروبی هم تو روز 14 مهر که ناگفته نمونه روز دامپزشکی هم هست ، به دنیا میاد( البته من خیلی از این کار خدا سر در نیاوردم که چرا کروبی باید تو همچین روزی به دنیا بیاد. ولی لابد یه حکمتی داره دیگه!!!)

و خلاصه جنبش سبز غرق در شور و شادیه که خبر سومی مستشون می کنه و اون هم تولد عزیز همه شون ، جناب خاتمیه .  خب هر چی باشه خاتمیه دیگه ، یه جور دیگه عزیزه! این "یه جور دیگه" که می گم یعنی خیلی ها ! اونقدر زیاد که حتی شده شب شهادت امام صادق (علیه السلام) هم براش تولد می گیرن. گفتم که ؛ خاتمیه ! براش همه کار می کنن! بگه میر حسین ، همه می گن میر حسین! حتی اگه تا قبل از اون میر حسین رو به عنوان یه اصولگرا بشناسن . اما همینکه اسمش از دهن خاتمی درآد میشه امید اصلاحات ! بگه آمریکا ، همه می گن آمریکا! حتی اگه امام گفته باشه : آمریکا شیطان بزرگه! و خلاصه یه خاتمیه و یه اصلاحات ! هر چند نمی دونم چی شد که این دفعه سر انتخابات خیلی باهاش حال نکردن و خاتمی ام که حساس ، انصراف داد!

البته ناگفته نمونه که بعضی ازین سایت ها و خبرگزاریهای نامرد تو یه حرکت و با انتشار دو تا عکس از شناسنامه ی میرحسین و شیخ مهدی ، همه چی رو به باد دادن و نئشگی رو از سر سبزها پروندن. نمی دونم ولی انگار می گفتن با توجه به شناسنامه ، تولد میر حسین 11 اسفند و تولد کروبی 4 مهر! گیرم که اینجوری باشه ، خب چه اشکالی داره . بذارن این بچه های سبز که تازه یه مدت از لباس عزا در اومدن ، یخورده خوش باشن. البته فتوشاپ هم بی تأثیر نیست!!! هر چند خود میرحسین هم تو بیانیه اش گفت که تولدش اشتباه شده . . . ولی بعید می دونم دیگه کروبی دروغ بگه . آخه چیز . . . کروبی روحانیه . .  .

ولی خب خدا رو شکر تا حالا گند تولد خاتمی در نیومده . گفتم که بابا ، خاتمیه ؛ به این راحتیا نمیشه ازش سوتی گرفت . هر چند که این رسانه های بدپیله  به خاتمی هم رحم نکردن و گیر دادن که چرا شب شهادت امام صادق (علیه السلام) تولد گرفته.خب گرفته باشه . مگه چه اشکالی داره ؟ چند بار بگم ؟ خاتیمه ! هر کاری هم کنه بازم عزیزه!!!

 

+  نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 12:13  توسط واحد سایت  | 
مبدا تحول یا مدفن تفکر؟

یادداشت از فرزانه ولی نژاد ـ دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا

وجود بدنه ملیونی دانشجویان در ایران که اتفاقاً طیف قابل توجهی از جمعیت جوان کشورمان را شامل می شود باعث شده تا دانشگاه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نهادها ی جامعه تعریف شود . تعریفی که حساسیت فوق العاده ای را برای حفظ و صیانت از فضای فکری دانشگاه بدنبال دارد. و جالب اینکه دشمنان نظام به خوبی از این ظرفیت آگاه بوده و در راه بهره برداری هرچه بیشتر از آن از هیچ روشی غفلت نمی کنند . نکته ای که ظاهراً در ذهن برخی از مسئولین به فراموشی سپرده شده و حساسیت عمومی را نسبت به جست و خیز های دانشجویی کمرنگ می کند  و فرصت بهره کشی از بازوان اندیشه ی دانشگاه را در اختیار بیگانگان قرار می دهد.

با نگاهی به همه ی فراز و فرودهای جنبش دانشجویی در حوادث سیاسی و با در نظر گرفتن پیامدها و نتایجی که بر پیکر دانشگاه حک شده است ، امسال و در جریان دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری ، دانشگاه در برابر موج جدیدی از تحرکات و فعالیت های سیاسی قرار گرفت. انتظار خوش بینانه این بود که دانشجویان به عنوان طبقه ی تحصیلکرده و روشنفکر جامعه ، دانشگاه را به مرکز مطلوبی برای تقابل آرا و دیدگاه های سیاسی و همچنین طرح پرسش ها و انتقادهای انتخاباتی تبدیل کنند . سخنرانی های مسئولین دانشگاه و مدعوین ، صحبت های حاشیه ای اساتید در کلاس های درس ، بحث ها و مناظرات دانشجویی ، نشریات و بیانیه ها ، همه و همه می توانست منشور انتخاباتی خوبی برای عموم جامعه باشد.

همانگونه که رهبر انقلاب مدت ها پیش چنین انتظاری را از دانشجویان مطرح کرده و فرموده بودند : محيط دانشگاه، محيط روشنفكري است؛ محيط دريچه‏هاي باز به سوي انديشه‏هاي جهاني است؛ محيط تبادل فرهنگ و تبادل علم است؛.  

اما ظاهراً دانشگاه های ما دیگر از ظرفیت های دهه ی 50 و 60 خود بطور کامل برخوردار نیستند یا حداقل بخشی از قابلیت های فکری و فرهنگی خود را در مصالحه و مسامحه با غرب و دشمنان ایران از دست داده است .

دهه ی نخستین انقلاب ، دانشگاه اولین سنگر مبارزه با استکبار و امپریالیسم و مکتب پرورش دانشجویانی عدالت خواه و سلطه ستیز بود . پیش از این هر گونه مسامحه با ابرقدرت های شرق و غرب ، ابتدا در دانشگاه ها مورد حمله قرار می گرفت و طرح هر گونه باج دادن به بیگانگان در دانشگاه ها مردود اعلام می شد . همان دانشگاهی که به فرموده ی امام خمینی (ره) مبدأ همه ی تحولات بود . اما امروز می بینیم به دنبال شکافته شدن بسیاری از مرزها و شکسته شدن پی در پی خط قرمز ها ، قبح بسیاری از مسایل در دانشگاه هم از بین رفته و حتی همین دانشگاه خط شروعی می شود برای عبور از عقاید و آرمان ها . امروز همین دانشگاه مقدمه ای می شود برای گذشتن از حقوق ملت به بهانه ی پیروی از  مدل توسعه ی سیاسی . همین دانشگاه آغازی می شود برای عبور از اعتقاد و رسیدن به التزام و به دنبال آن انقطاع از هر آنچه که روزی اصلی از هویت اسلامی ـ ایرانی دانشگاه  بوده است . در حالی که این دانشگاه همچنان همان دانشگاهی است که در نظر معمار کبیر انقلاب مبدأ همه ی تحولات بود . اما آنچه امروز در بخش هایی از دانشگاه و بدنه ی دانشجویی بنظر می رسد تحولی است قهقرایی. به جای آنکه شاهد تولد روزانه ی اندیشه های بدیع و گفتمان های سازنده از دل دانشگاه باشیم ، هر لحظه خبر مرگ آرمان های اصیل و انقلابی در شاخه هایی از دانشگاه به گوش مان می رسد . امروز دانشگاه تمدن ساز ما به میدان ترکتازی دشمنان کشور تبدیل شده است که نمونه ی تازه و بارز آن بهار و تابستان گذشته و در بستر انتخابات ریاست جمهوری رخ داد. مرکز مطلوب تقابل آرا و دیدگاه های سیاسی به میدان فتنه و آشوب تبدیل شد و توهین و تخریب در جایگاه پرسش ها و انتقادهای انتخاباتی قرار گرفت و به عنوان مدلی مطلوب و همه گیر بخش گسترده ای از موج سیاسی را در دانشگاه ها شکل داد. با آنکه پیش از این رهبر انقلاب بر وظیفه ی سیاسی دانشجو تاکید کرده و فرموده بودند : در محيط دانشگاه، محيط دانشجوئى، نقد منصفانه و متقابلاً نقدپذيرى‏متواضعانه هر دو لازم است. جوان، آن هم دانشجو، در محيط علمى بايد ذهنش و زبانش باز باشد؛ نقد كند؛ البته منصفانه باشد. نقد را با عيبجوئى و با عصبانيت و با بهانه‏گيرى نبايد اشتباه كرد؛ اما نقادى بايد كرد. در عين حال نقدپذير هم بايد بود. ديگران هم اگر از ما به عنوان دانشجو، به عنوان تشكل دانشجوئى نقد كردند، بپذيريم؛ يعنى تحمل كنيم؛ بپذيريم به معناى تحمل كردن است .

انتظار منطقی و روشنی که به دنبال بازی سیاسی عناصر غیر دانشگاهی ، تقریباً در هیچ یک از ابعاد اجرا نشد. بخشی از جنبش دانشجویی که در دوره ی اصلاحات به ساختار شکنی و انتقادهای بی حد و مرز عادت کرده و در همه ی این سالها حمله به هر جریان و مکتب مخالفی را به عنوان منش خود انتخاب کرده بود ، بدون تمرکز حقیقی بر کاندیدایی خاص و تنها با تعیین خط مشیی فرضی و با محوریت اصلی تخریب نظام ،  به عنوان سیاهی لشگر جریان کور کودتا ، فعالیت خود را با مدل های قدیمی پخش شب نامه و اعلامیه  وایجاد اغتشاش و آشوب در دانشگاه آغاز کرد و این در حالی بود که سکوتی تأمل برانگیز،  بخشی از فعالین دانشجویی و حتی مدیران و مسئولان دانشگاه را  فرا گرفته و میدان را برای اقلیت اغتشاشگر بازتر می کرد .

 در این میان حضور طیف قابل توجهی از جمعیت دانشجویی کشور با نگاه انتقادی و عملکرد سازنده  ، مانع از آن شد تا دانشگاه بطور کامل در دام جریان سازی جناح های سیاسی گرفتار شود و موجب شد تا گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان همچنان زنده و فعال ، در برابر جریان های التقاطی و افراطی موجود در دانشگاه بایستد.

آنچه در این دوره از انتخابات توسط لابی های آمریکایی و صهیونیست بر دانشگاه های کشور تحمیل و بدست عناصر خائن و بعضاً جاهل اجرا شد ، قطعاً بدعت بدی بود که اگر به شکل جدی و بنیادین مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته و از چهره ی دانشگاه پاک نشود می تواند مقدمه ای شود برای سالهای بعد و حوادثی تلخ تر.  

بی شک دانشگاه به فرموده ی رهبر انقلاب با در بر گرفتن افسران جوان و با نظر به همه ی ظرفیت ها و استعداد ها ، نخستین و مستحکم ترین سنگر مبارزه با تهدیدات دشمنان نظام است و باید این ظرفیت عظیم که سهم ملت ایران است در خدمت ایران باشد .     

+  نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 5:34  توسط واحد سایت  | 
پاییز جنبش سبز در بهار سال تحصیلی
 (یادداشت از فرزانه ولی نژاد ـ دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا)

هنوز مدت زیادی از تفکر تولد اسلامی در دانشگاه نمی گذرد . از سالهای سردی که تفکر غالب در اکثر دانشگاه های کشور متأثر از گفتمان چپ و فضای مارکسیستی ، دانشگاه ها را به مرکز اصلی رشد حزب توده و تفکر کمونیستی تبدیل کرده بود. از روزهایی که در سال 1321 ، نخستین انجمن اسلامی دانشجویان توسط  5 نفر از دانشجویان مؤمن و مسلمان برای مقابله با تفکرات و تحرکات کمونیست ها و نهادینه کردن اصول و عقاید اسلامی دردانشکده ی پزشکی دانشگاه تشکیل شد . دانشجویان مذهبی که با حضور مذهبی که با حضور هزاران کمونیست و بهایی در دانشگاه حتی برای برپاداشتن نماز با مشکل روبرو بودند ، انجمن اسلامی دانشجویان را به امید احیای اسلام در دانشگاه ایجاد کردند. موج جنبش دانشجویی مسلمان شکل کرفت و در گذر سالها با سپری کردن 13 آبان ها و 16 آذر ها و تحمل مصایب و جراحت ها تا بهمن 57 پیش رفت و با چشم نجیب خود ، پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تماشا کرد . جنبشی که 36 سال قبل از پیروزی انقلاب با اقلیت محض حرکت خود را در آغز کرد و با ظرفیت های فراوانی که در دل گفتمان اسلامی ـ ایرانی خود داشت ، در جریان نهضت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی و حوادث پس از آن به یکی از تأثیر گذارترین نهاد های جامعه تبدیل شد. تا جایی که در جریان تسخیر لانه ی جاسوسی که پیام آزادی خواهانه ی آن پایه های کاخ سفید را لرزاند ، کارتر که در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری قرار داشته است ، با اشاره به تسخیر سفارت خانه ی کشور متبوعش بدست جوانان ایرانی ، به رئیس ستاد انتخاباتی خود می گوید : عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری کشور بزرگ ما نه در شیکاگو یا نیویورک ، بلکه در تهران تعیی می شود.

بگذریم که سال ها بعد ، دزدان نام انجمن اسلامی در سایه ی دولتی اصلاح طلب (!!!) مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم را فراموش کرده و نخستین هدف تشکیل انجمن اسلامی یعنی اقامه ی نماز را از یاد برده و با پایمال کردن خون شهیدان 16 آذر ، دست در دست قاتلان آنها ، نظام مقدس جمهوری اسلامی را پشت سر نهاده و از هیچ کوششی در راه تضعیف نظام و انقلاب دریغ نکردند ؛ از کودتای نافرجام 18 تیر تا آشوب های جسته و گریخته و لاابلای گری هایی که پیش از این درد انشگاه سابقه نداشته است. و ایده ها و ایدئولوزی های تأسف باری که باعث افول و انحراف شاخه هایی از جنبش دانشجویی شد و این آخری که در جریانی شرم آور ، نگاه کثیف و حریص قدرت طلبان بر پیکر نجیب دانشگاه و دانشجو  دوخته شد و بستر مستقل و آزادی خواه دانشگاه را ابتدا به ستادهای انتخاباتی و سپس به میدان های کودتا تبدیل کرد.

چقدر زشت بود رویش علف های هرز جنبش سبز در دشت دانشگاه...

چقدر تأسف بار بود توزیع نشریات سفارشی ستاد های انتخاباتی در راهرو های دانشکده ها . . .

برای آنهایی که چوب و چماق کودتا را به چنگال گرفتند ، چقدر ننگ آور بود تخریب دانشجو و دانشگاه . . .

اما

از کران تا به کران لشگرظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

رنگ سبز لجنی در دانشگاه به خرابه های مسجد ضرار پیوست و زبان چوب و چماق لال شد .

تئوریسین های کودتای سبز درپی اجرای سناریویی اشتباه ، بازیگران خود را نابود کردند. با کج فهمی های ایدئولوژیک ، جایگاه مردمی خود را از دست دادند. با بد اخلاقی های انتخاباتی ، شعور و فهم سیاسی را باختند.با ساختازشکنی های پی در پی ، سنگر به اصطلاح انقلابی بودن خود را ، تخریب کردند. با تبدیل تریبون نماز جمعه به صدای تبلیغاتی عناصر زاویه دار با نظام ، نماز جمعه را هم از دست دادند. و دست آخر با زری پا گذاشتن فرمان امام (ره) مبنی بر احیای روز قدس با هدف مبارزه با صهیونیسم جهانی و تبلیغ روز قدسی با پیام کودتای سبز ، ادعای دروغ خط امامی بودن خود را هم بر آب زدند. و باز هم غافلانه ، پیوستن خود را به زباله دان جزیان های سیاسی باور نکردند و در این مدت از تمام توات خود بهره جستند تا در روزهای نخستین سال تحصیلی با هیاهو و آشوب ، دانشگاه را به تعطیلی بکشانند ... اما نشد .

ظاهراً باید اعلام کرد که این باتلاق سبز ، تربون دانشگاهی خود را هم از دست داده است. ظاهراً باید بپذیرند که ظرفیت دانشگاه در برابر خشونت و بلوا ، پر شده است . دیگر دانشجو از فریاد پوچ آزادی و شعار پوک برابری سیر شده است . دیگر جنبش دانشجویی شاخه ی فاسد یک طیف منحل شده را نمی خواهد حتی اگر روزانه و بطور مخفیانه کلاس های آموزش کودتا برگزار کنند . حتی اگر برخی از اساتید دانشکده ی علوم هنوز حلقه ی دوستی خود را از این دانشجو نما ها جدا نکرده اند و حتی اگر بعضی مدیران دانشگاه هنوز نگاه مهر خود را از اینها بر نداشته  و به بازداشت شدگان اغتشاشات خرداد ماه مجوز نشریه می دهند . . .

در هر حال فرصت بازی بچه های ریش دار در دانشگاه تمام شده است و دانشجویان با نظر به افق روشن تعالی ایران و با نصب العین قرار دادن رهنمود های رهبری ، راه خود را در سرزمین کسب فهم و علم به خوبی باز می کنند .

+  نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 9:7  توسط واحد سایت  | 
رسالت دانشجويي ؛ تحصيل علم و افزايش فهم سياسي

 

 بازگشايي باب تحصيل علم و معرفت را خدمت همه ي اساتيد و دانشجويان به ويژه دانشجويان  جديدالورود تبريك عرض مي كنيم و اميدواريم در همه ي زمينه ها به ويژه در دوران حساس و تأثيرگذار دانشجويي موفق و پيروز باشيد . قطعاً‌دوستاني كه توفيق همراهي شان را در يك دانشگاه پيدا كرده ايم ،‌هم اكنون خود را آماده ي پذيرش نقش دانشجويي كرده اند. بگذريم از شرايط و امكانات محيطي كه مي بايست براي ايفاي چنين نقشي مهيا باشد.

بي شك زماني كه حضرت امام (ره)  دانشگاه را مبدا تحولات مي دانند و مقام معظم رهبري كه به كرات نقش نخبكان بالاخص دانشگاه و قشر دانشجو را در فتح قله هاي علم و ترقي و محور قرار گرفتن علم ايراني-اسلامي را در جهان  تاكيد ميكند ،‌بيش از هر زمان ديگري نقش دانشگاه در بستر جامعه مورد توجه قرار مي گيرد. امسال كه سال اول از دهه چهارم انقلاب است و به دهه ي پيشرفت و عدالت نيز مزين مي باشد چه كسي مي تواند  تاثير دانشگاه را در تحقق اين پيشرفت انكار كند و كيست كه نداند كليد حركت در مسير جنبش نرم افزارتنها به دست دانشجوو دانشگاه است.همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند تنها علم است كه تضمين كننده ي امنيت بلند مدت كشورهاست . چرا كه با محوري بودن در زمينه ي علم و داشتن اقتصادي پويا و فعال است كه سران آن كشورميتوانند با پشتوانه اي قوي در زميته ي بين المللي حاضر شوند و سياست هاي خود را اجرا و امنيت ملي خود را تضمين كنند . يكي از جنبه هاي مهم تحولي كه حضرت امام دانشگاه را مبدا آن مي داند علم و دانش است كه زير بناي تحولات عظيم در همه ي زمينه هاي اقتصادي ،‌صنعتي و . . . به حساب مي آمد.اما چيزي كه نمي شود آن را از وظيفه ي يك دانشجو جدا و قشر دانشجو را نسبت به آن متفاوت دانست تلاش براي افزايش فهم سياسي است . دانشجو مي تواند علاوه بر تحصيل علم از كنار مسائل سياسي نيز بي تفاوت عبور نكرده و تلاش كند در فهم و تحليل مسائل سياسي داخل و خارج به سطح تشخيص حقيقت از باطل برسد تا خداي نكرده در دام افراد و احزاب سياسي نيفتد كه سعي مي كنند از دانشگاه و قشر دانشجو به عنوان پلكان كسب قدرت استفاده كنند . البته نبايد رسالت دانشجويي را با توجه به اتفاقات اخير بعد از انتخابات تنها فهم مسائل سياسي دانست ،‌بلكه به نظر مي رسد به صحنه آمدن در مواقع حساس و تلاش در زمينه ي شفاف سازي مسائل براي جامعه از وظايف لاينفك دانشجوياني است كه سعي مي كنند از آلوده شدن فضاي سياسي و پايمال شدن حق و حقيقت جلوگيري كنند . از آنجايي كه هر كاري نياز به ابزار و زمينه هايي دارد ،‌واحد هاي سياسي و تشكل هاي دانشجويي بهترين بستر جهت اجراي رسالتي است كه بر گردن هر دانشجويي گذاشته شده است . در پايان موفقيت و قبولي در آزمون هاي نظام اسلامي را براي همگان به ويژه ياران دبستاني ام ،‌از خداوند منان خواستارم.  

 مرتضي عسگري

+  نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 11:26  توسط اکبر فرشی  | 
کودتای سبز , روز قدس را هم از دست داد

یادداشت از فرزانه ولی نژاد ـ دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بوعلی سینا

                                                                                               

با گذشت بیش از سه ماه از دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری ، همچنان کتاب عبرت آموز این آزمون سیاسی کشورمان گشوده و هر روز درس تازه ای را از مفاهیم اعلای انقلابی به ما می آموزد . و با این حال هنوز هم عده ای از بی خردان و غافلان همچنان در گرداب قدرت طلبی و لجاجت دست و پا می زنند و هر لحظه بیشتر در باتلاق انزوا و حذف فرو می روند . این دوره از انتخابات با همراه کردن اکثریت قاطع مردم به یک مدل و بلکه حقیقتی از مردم سالاری دینی تبدیل شد، اما با تلخی ها و زشتی هایی نیز همراه بود که شاید به تعبیر امام از "الطاف خفیه ی الهی" باشد . از ماه ها پیش از انتخابات عده ای با تمام توان و با چنگ زدن به هر وسیله ای و شکستن همه ی  مرزها و دریدن هر حریمی ، خواستند در برابر اراده ی ملت ایستاده و به خیال خام و اندیشه ی اندک خود ، مشیت خداوند را تغییر دهند غافل از آنکه " ید الله فوق ایدیهم " . انتخابات با شکوهی غیر قابل تصورو عظمتی بی نظیر برگزار شد و خواست خداوند بار دیگر روی آنان را سیاه و چشم ملت و رهبر عزیز ایران را روشن کرد.

عاقلانه تر بود که همانجا از ارمغان انتخابات درس عبرت گرفته و به سوی ملت باز گردند . از آنچه در این چند ماه در آلودگی ها لگت کوبیدند و لجن پاشیدند ، توبه کرده و به خواست عمومی مردم احترام بگذارند . اما سنت بدی را پایه گذاری کرده بودند که از همان ابتدا تا سرانجامش بر تحقیر و تخریب خودشان جاری شد . آخرین پل پشت سر خود را خراب کرده و با عدم تمکین به نتیجه ی انتخابات ساز زشت و بد صدای تقلب را زدند و در حالی که عموم ملت در شادی و شکرانه ی انتخاباتی عزت مدار بودند ، اینان با در هم کوبیدن نظم جامعه ، کشور عزیزمان ایران را در اندوهی تلخ فرو بردند . چند روزی در خیابان ها مهلت یافته و به آنچه که خواست دشمن بود عمل کردند و چه بد عمل کردند . و یکبار دیگر با شکاف عظیمی که بین خود و ملت ایجاد کردند ، سیلی سنگین شکست را چشیدند . عده ای شان به کردار بدشان گرفتار شده و در برابر چشم همه ، به روش زشت خود اعتراف کردند و عده ای همچنان ابلهانه و کورکورانه به ترکتازی خود ادامه داده و بدنه ای از نظام را باقی نگذاشتند که از نیش توهین و تهمت شان درامان باشد . تا جایی که لبخند رضایت را بر لب دشمنان دیرینه و قسم خورده ی جمهوری اسلامی ایران نشانده و چشم منافقان را روشن کردند . غافل از آنکه مردمی که همواره در صف نخست مبارزه با استکبار جهانی بوده اند ، در برابر جیره خواران خرد و حقیر آنان سکوت نخواهند کرد . اما باز هم جاهلانه به مبارزه با انقلاب و فرزندان انقلاب ادامه داده و نعمت هایی بزرگ را از دست دادند . فکر و گفتمان را به اندک قیمتی فروختند و اندیشه سیاسی را از دست دادند. ناشیانه وارد فضای انتخابات شده و شرکت در شادی انتخاباتی با شکوه را از دست دادند .  بی رحمانه به نظام و آبروی نظام  حمله کرده و مشروعیت خود را از دست دادند . هنگامی که دیگر اعتماد و همراهی ملت را با خود ندیدند، خواستند از آبروی نماز جمعه ، روی خود را سفید کنند که خدا نخواست و نماز جمعه را هم از دست دادند . این روز ها تمام هستی و هویت خود را در هم کوبیدند ، فرمان امام را مبنی بر بزرگداشت روز قدس ، در لابلای روبان های سبز گم کردند ، دیگر فلسطین را نخواستند ، دیگر برای خون کودکان فلسطینی حرمتی باقی نگذاشتند ، دیگر برای سه سال محاصره ی غزه حسابی باز نکردند و از هوادارن سبز خود خواستند که روز قدس برای اعتراض به برچیده شدن علف های هرز و سبز به خیابان ها بیایند . چشم بر خونخواری اسرائیل و آمریکا بر هم گذاشتند و پیشنهاد دادند که فریاد مرگ بر چین و مرگ بر روسیه سر بدهند . و امروز از پس هفته ها تبلیغ ، با چشم کور خود دیدند که فرزندان خمینی کبیر ، انقلابی تر از هر سال تنها به یاد قدس و به آرزوی آزادی قدس و به خونخواهی شهیدان فلسطین به خیابان ها آمدند و با جان هایی که انتظار شکسته شدن حصر غزه را می کشد ، نماز جمعه خواندند و آنهایی که امروز به خیال جا کردن خود در دل ملت به خیابان ها آمده بودند با شعار " مرگ بر منافق " ، " مرگ بر ضد ولایت فقیه" و . . . مجبور به ترک رهپیمایی روز جهانی قدس شدند و طرفداران سبزشان که در میان مردم روزه دار آشکارا سیگار کشیده و آب می نوشیدند در میان دریای لبریز از جمعیت راهی جز فرار ندیدند و . . .   امروز آنها روز قدس را هم از دست دادند . . . 

برای مطالعه ی خبر مربوط به حضور خاتمی ٬ موسوی و کروبی در راهپیمایی و اعتراض مردم به آنان به این لینک مراجعه کنید :   

  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806221332 

+  نوشته شده در  جمعه 27 شهریور1388ساعت 15:48  توسط واحد سایت  | 
بیایید برای هدایت برخی از نخبگان کشورمان دعا کنیم
                                                                                                       

حوادث تلخ بعد از انتخابات 22 خرداد، فضاي تيره و تاري را براي نخبگان کشور ايجاد کرد و آنها را در معرض ابتلائي بزرگ قرار داد. در اين بين شاهد مواضع و رفتارهاي سياسي متفاوتي بوديم که متاسفانه برخي از آنها در چارچوب آموزه‌هاي سياسي اسلام قابل تعريف نبوده و از منظر اخلاق سياسي مي‌توان آن را جزو بداخلاقي هاي سياسي و گناهان کبيره فهرست نمود.

ايراد اتهامات متعدد به رقيبان، زير سوال بردن نارواي عملکرد مسئولين نظام، زيرپا گذاشتن قوانين جمهوري اسلامي، متهم ساختن نهادهاي قانوني کشور به ناپاکي, متهم ساختن نظام اسلامي به تقلب و خيانت و جنايت، ايجاد بدعت در نظام اسلامي، نشست و برخاست با بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامي, همسويي مواضع با دشمنان پرکينه نظام اسلامي و خشنود سازي آنها، زير سوال بردن انتخابات پرشکوه ملت در 22 خرداد و کم رنگ کردن دستاورد بزرگ ملت، کشاندن هواداران به خيابانها و ايجاد ناآرامي و اغتشاش و تهديد امنيت ملي، تخريب اموال عمومي و اموال مردم، ايجاد اختلاف و شکاف در بين صفوف متحد مردم، ايجاد اختلاف بين مسئولين نظام اسلامي تنها بخشي از فهرست سياه گناهان صورت پذيرفته است . . .

 


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 23:8  توسط واحد سایت  | 
ای کاش احمدی نژاد هم مثل رجایی محمد جواد باهنر داشت نه محمد رضا . . .
                                                                                                           
                                                          
به غير از روز اول آغاز بررسي راي اعتماد به كابينه دهم (که باز هم شاهد ادامه خط تخریبی بعضی ها بودیم)در روزهای بعدی به وضوح مشخص بود كه مجلس از ورود به جنجال‌هاي كاذب اجتناب كرده است اما دليل دقيق آن مشخص نبود و تحليل‌هاي مختلفي درباره آن ارائه مي‌شد.
هنوز چند ساعت از پايان راي اعتماد بالاي مجلس به كابينه دهم نگذشته بود كه پنج‌شنبه شب محمدرضا باهنر همچون هميشه عنان زبان از كف داد و با شتاب به كمك مخالفان تعامل دولت و مجلس شتافت . . .
 

ادامه مطلب
+  نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 23:2  توسط واحد سایت  | 
ازفوایدپنهان انتخابات ریاست جمهوری دهم

بی شک حضورحماسی وافتخارآمیز مردم ایران اسلامی درانتخابات بیست ودوم خردادکه بعدازگذشت سی سال ازعمربابرکت نظام تبدیل به یک الگوی بی بدیل درنظام مردم سالاری دینی ومدلی ازدموکراسی ناب راپیش روی جهانیان قرارداده است که برهرفردحقیقت جویی لازم مینمایدکه علاوه بر مطالعه ی دقیق ومد نظرقراردادن همه ی جوانب که ازاطلاعات صواب ومنطقی نشات گرفته باشدفوایدعمیق این الگوی اصیل رانیزمورد واکاوی قراردهد .

انتخابات ریاست جمهوری دهم رامی توان انتخاباتی معرفی کردکه شایدبیش ازیک دهه قبل برسرزبان هاومحورتحلیل هاقرارمی گرفت وچشم اندازوافقی برای اصلاح طلبان رادیکال محسوب می شدکه بتوانندنتیجه ی چندسال تربیت نیروهای همسو،نفوذدرمناصب پیش بینی شده ،اجرای مرحله به مرحله ی برنامه ی دیکته شده ی غربی ودریک کلام کارتئوری وتشکیلاتی خود رابه نظاره بنشینند وثمره ی کارخودوالبته آرزوی اربابان خدرابه عنوان نشان افتخاربرگردن افکنند وحادث شدن آن را جشن بگیرند


ادامه مطلب
+  نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 23:47  توسط مرتضی عسگری  |